عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

434

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

است و مطلق او را سزاست ، و كس را درين نام با وى انبازى نيست ، ابن عباس گفت در تفسير هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ليس احد يسمّى الرحمن غيره جل و علا ، و خبر درست است از مصطفى حكايت از خداوند كه گفت « انا الرحمن خلقت الرحم و شققت لها اسما من اسمى . » اين خبر دليل است كه فعل خداوند عز و جل از نام وى مشتق است ، نه اسم از فعل مشتق ، چنانك خالق و باعث و امثال آن ، اسم بر فعل سابق است نه فعل بر اسم ، خالق نام شد كه بيافريد خلق را ، بلكه گويند از آن بيافريد كه خالق بود ، و مخلوق را خلاف اينست كه اسم وى از فعل مشتق است . تا رحمت نكند او را رحيم نگويند ، عن اسماء بنت يزيد عن النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم قال فى هاتين الآيتين . اسم اللَّه الاعظم و الهكم إله واحد لا إله الّا هو الرّحمن الرّحيم ، الم ، اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . الآية . . . ابن عباس گفت - چون اين آيت از آسمان فرود آمد كه وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ كافران گفتند ان محمدا يقول و الهكم إله واحد فليأتنا بآية ان كان من الصادقين . محمد ميگويد - خدا يكى است اگر چنانست كه ميگويد تا نشانى نمايد ما را و حجتى آرد كه بر راستى وى دلالت كند ، پسر رب العالمين اين آيت فرو فرستاد كه - « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . » - هر چه درين آيت گفت همه نشانهاى كردگارى و يكتايى خداوندست عز و جل ، در هر چيزى نشانيست و در هر نشانى از لطف وى برهانيست ، در كرد وى قدرت پيدا ، و در نظام آن حكمت پيدا ، و در لطافت آن علم پيدا ، و در قوام آن كمال و كفايت پيدا . اول در آسمان نگر كه چون برداشت ، و بى ستون بر هواء قدرت بداشت - رفع سمكها فسوّيها ، سمكى بدان بزرگى بر هواء بدان نازكى ، ازين عجبتر هوايى بدان لطيفى چون بردارد بارى بدان كثيفى ، ازين طرفه‌تر آن ميغ گرانست كه معلق بر باد بزانست ، ميغ بى چشم ميگريد ، باد بىپر ميپرد رعد بىجان مىنالد ، اينست لطافت و حكمت ، اينست زيبايى صنعت و كمال قدرت ، آسمانى بباران گريان ، بر وى چرخ گردان ، باد از وى خيزان ، هزاران چراغ در وى درخشان ، همه بر پى يكديگر پويان ، و بى زبان خالق را تسبيح گويان - « وَ إِنْ مِنْ