عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
417
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
هشت از انصار ، مردمان ميگفتند - ايشان را كه فلان مرد ، و فلان مرد ، نعيم دنيا از وى بگشت ، رب العالمين گفت - مگوييد چنين ! كه ايشان مردگان نهاند بلكه زندگانند بنزديك خداوند ايشان ، شادان و نازان ، طعام و شراب بهشت بى حساب بايشان ميرسد و لكن شما نميدانيد . مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت « انّ ارواح الشهداء فى اجواف طير خضر تسرح فى ثمار الجنة و تشرب من انهارها ، و تأوى بالليل الى قناديل من نور معلّقة بالعرش » مرّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم يوم احد على مصعب بن عمير و هو مقتول ، فوقف عليه و دعا له ، ثم قرأ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ . ثم قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « انّ رسول اللَّه يشهد انّ هؤلاء شهداء عند اللَّه يوم القيمة فاتوهم و زروهم و سلّموا عليهم ، فو الّذى نفسى بيده لا يسلّم عليهم احد الى يوم القيمة الا ردّوا عليه يرزقون من ثمار الجنة و تحفها . » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - يعطى الشهيد ست خصال عند اوّل قطرة من دمه ، يكفّر عنه كل خطيئة ، و يرى مقعده من الجنة ، و يزوّج من الحور العين ، و يؤمن من الفزع الاكبر و من عذاب القبر ، و يحلّى حلية الايمان . و عن انس قال - بعث النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سرّية فقتلوا و انّ جبرئيل أتى النبى فاخبره انهم قد لقوا ربهم عز و جل فرضى عنهم و ارضاهم . قال انس - كنّا نقرأ آيا بلّغوا قومنا انا قد لقينا ربنا فرضى عنّا و ارضانا - اگر كسى گويد كه اين شهيدان اگر زندگانند و مرتزقان پس چونست كه در جثت ايشان تصرف نيست ، و زندگان را تصرف جثت باشد لا محاله ؟ جواب آنست - كه نه هر كه در جثت وى تصرف نيست مرده بود ، نه بينى كه مردم در خواب شود و در جثت وى تصرف نماند و وى مرده نيست ؟ و كس باشد كه در خواب چيزى بيند كه از آن اندوهگين شود ، و باشد كه از خواب درآيد و هنوز آن بقيت اندوه با وى بود ، تا بدانى كه در آن حال زنده است اگر چه متصرف نيست ، همچنين ارواح شهدا جائز است كه از اجسام ايشان مفارقت گيرد ، و آن گه بنزديك خداوند باشد نه مرده ، پس ايشان را از اين جهت مرده نبايد گفت بلكه شهيد بايد گفت ، از آنك وى بنزديك خداى زنده است و روزى مىخورد چنانك گفت - بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ و بجاى خويش شرح آن بتمامى گفته شود ان شاء اللَّه .