عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

412

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و زيارت كنى ، يا بيت المعمور شوى و عبادت كنى ، يا بيت المقدس رسى و خدمت كنى ، بارى بتوانى كه اندر شبانروزى پنج بار روى بدين سنگ آرى كه قبلهء مؤمنان است تا ثواب آن همه بيابى . وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ . . . - قال بعضهم - الاشارة فيه انّ كلّ قوم اشتغلوا عنّا بشيء حال بينهم و بيننا ، فكونوا انتم ايّها المؤمنون لنا و بنا - از روى اشارت ميگويد - هر قومى از ما روى بر تافتند و بدون ما با غيرى الف گرفتند ، و فرود از ما خود را دلارامى ساختند ، و بدوستى پسنديدند . شما كه جوانمردان طريقت‌ايد ، و دعوى دوستى ما كرده‌ايد ، ديدهء خود فرو گيريد از هر چه دون ماست ، ور همه فردوس برين باشد تا در متابعت سنت و سيرت مصطفى راست باشيد ، و حق اقتدا به آن مهتر عالم بتمامى بگذاريد ، كه سيرت وى مهتر انبيا آن بود كه چشم عزيز خود از همهء كائنات فرو گرفت ، و جز كنف احديت خود را پناهى نديد و تكيه گاهى نپسنديد . مردى كه بر راه عشق جان فرسايد * آن به كه بدون يار خود نگرايد عاشق بره عشق چنان مىبايد * كز دوزخ و از بهشت يادش نايد هر كه درين متابعت درست آيد شمع دوستى حق در راه وى بر افروزند ، تا هرگز از جادهء دوستى نيفتد ، و اليه الاشارة بقوله - فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ - و هر روشى كه بر جادهء دوستى مستقيم گشت از آن سويها كه قبله مترسّمان است ايمن شد ، يكى شوريده از سر حال خويش گويد : - گر نباشد قبلهء عالم مرا * قبلهء من كوى معشوق است و بس اين جهان با آن جهان و هر چه هست * عاشقان را روى معشوق است و بس حسين منصور قدس اللَّه روحه اشارتى كرد به آن قبله‌هاى مترسمان ، و گفت - سلّم المريدون الى كلّ ما يريدونه - مريدان را بمرادهاى ايشان در رسانيدند ، و هر كس را با معشوق خود بنشاندند . و حقيقت اين كار آنست كه همه خلايق دعوى دوستى حق كردند و هيچ كس نبود كه نخواست كه بدرگاه او كسى باشد . هر كه او نام كسى يافت از اين درگه يافت * اى برادر كس او باش و مينديش از كس