عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

413

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پس چون همه دعوى دوستى حق كردند ايشان را بر محك ابتلا زد تا ايشان را با ايشان نمايد ، بدون خود ، چيزى دريشان انداخت و آن را قبلهء ايشان كرد تا روى به آن آوردند ، در يكى مالى ، در يكى جاهى ، در يكى جفتى ، در يكى شاهدى ، در يكى تفاخرى ، در يكى علمى ، در يكى زهدى ، در يكى عبادتى ، در يكى پندارى . اين همه در ايشان انداخت تا خلق به آن مشغول شدند ، و هنوز كس حديث او نكرد و راه طلب او از خلق خالى بماند . ازينجا گفت - سلطان طريقت بو يزيد بسطامى قدس اللَّه روحه - مررت الى بابه فلم ار ثمّ زحاما ، لان اهل الدنيا حجبوا بالدنيا ، و اهل الآخرة حجبوا بالآخرة ، و المدعين من الصّوفية حجبوا بالاكل و الشرب و الكدية ، و من فوقهم منهم حجبوا بالسماع و الشواهد . و ائمة الصّوفية لا يحجبهم شىء من هذه الاشياء ، فرأيت هؤلاء حيارى سكارى » بر ذوق اين كلمات پير طريقت گفت : - مشرب مىشناسم اما فاخوردن نمىيارم ، دل تشنه و در آرزوى قطرهء مىزارم ، سقايهء مرا سيرى نكند كه من در طلب دريابم ، بهزار چشمه و جوى گذر كردم تا بو كه دريا دريابم ، در آتش غريقى ديدى من چنانم ، در دريا تشنهء ديدى من همانم ، راست مانندهء متحيرى در بيابانم ، همى گويم - فرياد رس كه از دست بيدلى بفغانم ! النوبة الاولى - قوله تعالى - : فَاذْكُرُونِي - مرا ياد كنيد أَذْكُرْكُمْ تا من شما را ياد كنم وَ اشْكُرُوا لِي و سپاس داريد مرا و آزادى كنيد وَ لا تَكْفُرُونِ و در من ناسپاس مبيد . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا - اى ايشان كه بگرويديد اسْتَعِينُوا يارى جوييد بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ بشكيبايى و نماز إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ كه اللَّه با شكيبايان است . وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ - مگوييد آن كس را كه كشته شود در راه خداى عز و جل أَمْواتٌ كه ايشان مردگانند بَلْ أَحْياءٌ مردگان نه‌اند كه ايشان زندگانند وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ و لكن شما نميدانيد