عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
366
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بشبانروزى سيصد و شصت نظر از حق جل جلاله نصيب وى آيد شرف و امن وى را خود چه نهند ؟ و چه اندازه پديد كنند ؟ وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ - در زمين خانهء ساختند و مطاف جهانيان كردند ، و در آسمان خانهء ساختند و مطاف آسمانيان كردند ، آن را بيت المعمور گويند و فريشتگان روى بدان دارند و اين يكى را كعبه نام نهادند و آدميان روى بدان دارند . سيد انبيا و رسل صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت - شب قربت و رتبت ، شب الفت و زلفت ، كه ما را درين گلشن روشن خرام دادند ، چون بچهارم آسمان رسيدم كه مركز خورشيدست ، و منبع شعاع جرم شاه ستارگانست ، به زيارت بيت المعمور رفتم چند هزار مقرب ديدم در جانب بيت المعمور همه از شراب خدمت مست و مخدور ، از راست مىآمدند و بجانب چپ ميگذشتند و لبيك ميگفتند ، گويى عدد ايشان از عدد اختران فزونست ، وز شمار برك درختان زيادت ، و هم ما شمار ايشان ندانست ، فهم ما عدد ايشان در نيافت . گفتم - يا اخى جبرئيل كه اند ايشان ؟ و از كجا مىآيند ؟ گفت - يا سيّد و ما يعلم جنود ربك الّا هو - پنجاه هزار سال است تا همچنين مىبينم كه يك ساعت آرام نگيرند هزاران ازين جانب مىآيند و ميگذرند ، نه آنها كه مىآيند پيش ازين ديدهام نه آنها كه گذشتند ديگر هرگزشان باز بينم . ندانيم از كجا آيند ندانيم كجا شوند ، نه بدايت حال ايشان دانيم ، نه نهايت كار ايشان شناسيم . يكى شوريده گفته است - « آه اين چه حيرت است ! زمينيان را روى فراسنگى ! آسمانيان را روى فراسنگى ! بدست عاشقان بيچاره خود چيست ؟ هزار شادى ببقاء ايشان كه جز از روى معشوق قبله نسازند و جز با دوست مهرهء مهر نبازند ! ! يا من الى وجهه حجّى و معتمرى * ان حجّ قوم الى ترب و احجار هر كسى محراب دارد هر سويى * باز محراب سنايى كوى تو كعبه كجا برم چه برم راه باديه ؟ كعبه است روى دلبر و ميل است سوى دوست « 1 » جوانمرد آنست كه قصد وى سوى كعبه نه نهاد ، احجار راست كه وصل
--> ( 1 ) اين بيت را نسخه الف فاقد است .