عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

323

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و گفته‌اند كه اسلام درين آيت بمعنى - تفويض - است و وجه بمعنى - امر - اى - من فوّض امره الى اللَّه ، معنى آنست كه در بهشت آن كس شود كه كار با خداوندگار گذارد . و قال على بن عيسى - من اسلم وجهه للَّه معناه : من سلّم جميع بدنه لطاعة اللَّه فقد يقال لجملة الشيء - وجهه - فجعل اشرف الاعضاء عبارة للجميع . وَ هُوَ مُحْسِنٌ و نيكو درآيد در كردار و گفتار خود ، و زندگانى و روزگار خود ، و چنان داند در حال عبادت ، و چنان انگارد كه در خداى خود مىنگرد . عمر خطاب گفت - كه جبرئيل ع پرسيد از رسول خداى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه - ما الاحسان ؟ احسان چيست ؟ رسول جواب داد - « ان تعبد اللَّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يريك » گفت - احسان آنست كه خداى را پرستى چنانك گويى كه وى را مىبينى ، اگر تو وى را نمىبينى وى ترا مىبيند . اين اشارت است فرا نهايت مقام سالكان ، و تحقيق اين سخن آنست - كه هر روندهء را در هر مقام كه باشد بدايتى است و وساطتى و نهايتى : - بدايت آنست كه آغاز سفر كند از خود و در روش آيد ، و وساطت آنست كه بصفت غريبان شود و غريب وار زندگانى كند ، و نهايت آنست كه بكعبه مشاهدت رسد . مصطفى سه رتبت اشارت كرده ، حالت روش را گفت - « سيروا سبق المفردون » و حالت غربت را گفت - « طلب الحق غربة » و حالت مشاهدت را گفت - « اعبد اللَّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانّه يريك » آن گه ثمرهء اخلاص بنده و ثواب احسان وى پديد كرد و گفت : - فله اجره عند ربّه » - و هو الجنّة ، وى را نزديك خود به بهشت فرود آورد ، آن بهشت كه مصطفى صفت وى كرده كه - « نور يتلألأ و ريحانة تهتزّ و نهر يطّرد و زوجة حسناء جميلة فى نضرة و نعمة و سلامة ، فى اقامة ابدا » - نورى تابان ، بانواع رياحين بويان ، و جوى روان ، و هم جفت جوان ، و شادى و ناز جاودان ، هر چه بخاطر بنده فراز آيد و خواهد در بهشت او راست همان و هم چنان . عبد الرحمن بن ساعده گفت - يا رسول اللَّه انه يعجبنى الخيل فهل فى الجنة خيل فقال له النبى ص - « يا بن ساعدة ، ان ادخلك اللَّه الجنّة كان فيها فرس من ياقوت احمر ، يطربك حيث شئت من الجنة » و عن ابى هريرة - قال قال رسول اللَّه - يوما و هو يحدّث