عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
17
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
روى انّ جبرئيل عليه السلام قال للنبي صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « قل يا محمّد ايّاك نعبد ، و اياك نوحّد ، و ايّاك نرجو ، و ايّاك نخاف ، لا غيرك يا ربنا ، و اياك نستعين على امورنا كلها و على طاعتك . » و ابو طلحه گفت از رسول خدا شنيدم كه ميگفت « يا حىّ يا قيوم يا مالك يوم الدين ، ايّاك نعبد و اياك نستعين » و در خبر است كه مصطفى ( ع ) فرا ابن عباس گفت : - « إذا سألت فاسئل اللَّه ، و اذا استعنت فاستعن باللّه » اگر كسى گويد حق استعانت تقدم دارد بر عبادت كه از معونت اللَّه بعبادت وى رسند نه از عبادت بمعونت رسند ، پس چه حكمت عبادت را فرا پيش استعانت داشت ؟ جواب اهل لغت آنست : - كه و او اقتضاء ترتيب نكند و از روى معنى استعانت در پيش عبادت است . و جواب اهل تحقيق آنست كه اللَّه تعالى خلق را در آموخت كه چون سؤال كنيد نخست حق من فرا پيش داريد ، كه چون حق من فرا پيش داشتيد مستحق اجابت گشتيد . و گفتهاند « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » دليل است كه بنده بى تقدير و توفيق اللَّه بر هيچ فعل قادر نيست . و بنده را استطاعت قبل الفعل به هيچ حال نيست . و آنچه معتزله گفتند درين باب جز باطل و خلاف ظاهر قرآن نيست ، اگر بنده بفعل خود مستقل بودى و برادر آن فعل حاجت باستعانت نبودى ، و در اياك نستعين هيچ فايده و حكمت ظاهر نگشتى . و جلّ كلام الحكيم جلّ جلاله آن يعرى عن فائدة مستجدة و حكمة مستحسنة . از سر سوره تا يوم الدين ثناست ، « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » ميان بنده و ميان خداست ، باقى سورة تا آخر دعاست ، آن ثنا و اين دعا ، آن ستايش و اين خواهش . آن گه گفت : « اهْدِنَا » اى قولوا اهدنا ، تلقين كرد و فرمود كه مرا چنين گوئيد : اهدنا ، يقال هديت الرّجل الدّين و هديته الى الدّين هداية و هديت العروس الى زوجها هداء ، و اهديت الهديّة اهداء ، و اهديت الى البيت هديا . حقيقت اين كلمت از روى لغت بيان و تعريف است و عرب هر چه دلالت و دعوت و ارشاد و بيان و تعريف بود همه « هدى » خواند ، و هر چه فرا پيش بود « هادى » خواند . و منه قول النبى ( ع ) هادية الشاة ابعدها من الاذى اى رقبتها . و يقال للعصا - هاد - لانّها تهدى الانسان متقدّمة . اگر كسى گويد طلب هدايت بعد از يافت هدايت چه معنى دارد ؟ و بر چه وجه حمل كنند ؟