عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
231
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بكشتيد ، فَادَّارَأْتُمْ فِيها و در آن كشته پيكار در گرفتيد ، وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ و اللَّه بيرون آرنده است و آشكارا كننده ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ آنچه شما پنهان ميداريد كه كشندهء وى كيست . فَقُلْنا اضْرِبُوهُ - گفتيم بزنيد اين كشته را بِبَعْضِها به چيزى از گوشت آن گاو ، كَذلِكَ چنين كه ديديد يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى مردگان را زنده كند ، وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ و مىنمايد شما را نشانهاى توانايى و نيك خدايى خويش لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ تا در يابيد شما . ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ - پس سخت گشت دلهاى شما ، مِنْ بَعْدِ ذلِكَ پس آن نشانهاى مهربانى و نيك خدايى كه از من ديديد ، فَهِيَ كَالْحِجارَةِ تا گويى كه آن دلها از سختى چون سنگ است أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً بل كه سختتر از سنگ وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ كه از آن جويها ميرود ، وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ از آن سنگ است كه مىشكافد ، فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بيرون ميآيد ، وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ و از آن هست كه از بالا بهامون مىافتد از ترس خداوند ، وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و خدا از كرد شما ناآگاه نيست . أَ فَتَطْمَعُونَ مىپيوسيد و طمع ميداريد ، أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ كه شما را استوار گيرند وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ و گروهى ازيشان بودند يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ كه سخن خداى عز و جل مىشنيدند ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ پس آن مىبگردانيدند ، مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ پس از آنك دانسته بودند و شناخته وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و ايشان ميدانستند كه به آنچه ميگويند دروغ زناناند و گناهكار .