عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

232

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا - و چون گرويدگان را بينند قالُوا آمَنَّا گويند ما گرويديم و استوار داشتيم ، وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ و آن گه كه با يكديگر افتند بى شما و خالى افتند از شما ، قالُوا يكديگر را گويند أَ تُحَدِّثُونَهُمْ ايشان را مى سخن مىگوييد ( از تورية ) و مىآگاه كنيد بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ از آنچه اللَّه گشاد بر شما لِيُحَاجُّوكُمْ . بِهِ تا فردا بر شما حجت آرند به آن عِنْدَ رَبِّكُمْ نزديك خداوند شما ، أَ فَلا تَعْقِلُونَ مى در نيابيد ؟ النوبة الثانية - قوله تعالى : وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها - هر چند كه اين آيت در نظم قرآن به آخر قصه گفت اما در معنى اول قصه است كه تا آن شخص كشته نشد قصهء گاو نرفت . و معنى تدارؤ - تدافع - است ، چنانك قصهء در ميان قومى افتد اين سخن آن باز ميدهد و آن سخن اين رد مىكند . وَ إِذْ قَتَلْتُمْ - ميگويد شما يكى را بكشتيد . يعنى عاميل و در آن كشته خصومت در گرفتيد و از خلق پنهان ميداشتيد و خداى عز و جل آن سرّ آشكارا كرد و كشنده پيدا ، تا امروز در ميان خلق رسوا شد و فردا به عذاب آخرت گرفتار شود . قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « زوال الدنيا اهون عند اللَّه من قتل رجل مؤمن ، و من اعان على قتل مؤمن بشطر كلمة جاء يوم القيمة مكتوب بين عينيه - آيس من رحمة اللَّه - و اول ما يقضى بين النّاس يوم القيمة فى الدماء . » و سئل النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عن القاتل و الآمر - « فقال قسمت النار سبعين جزءا فللآمر تسعة و ستّون و للقاتل جزء و حسبه » . وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ - دليل است كه هر كه در سرّ عملى كند خير يا شر طاعت يا معصيت رب العالمين آن عمل آشكارا كند و پنهان فرو نگذارد . از اينجا گفت مصطفى ع : - « لو ان احدكم يعمل فى صخرة صمّاء ليس لها باب و لا كوة لخرج عمله للنّاس كائنا ما كان . » و قال عثمان بن عفان - من عمل عملا كساه اللَّه ردائه ان خيرا فخير و ان شرا فشر .