عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
228
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و صفت آن بدانستيم و شناختيم ، طلب كردند و پيش آن جوان پارسا يافتند و به پرى پوست آن دينار بخريدند ، و از آن كه گران بها بود كامستنديد « 1 » و نزديك بود كه نخريدندى و نه كشتندى . عكرمه گفت بهاى آن دينارى بود لكن خداى عز و جل حكمتى را كه ميدانستند چنان تقدير كرد . فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ - محمد بن كعب القرظى گفت - آن روز كه ايشان را بكشتن گاو فرمودند آن گاو نه در شكم مادر بود و نه در صلب پدر . ابن عباس گفت - چهل سال مىپيچيدند و مىپرسيدند و طلب ميكردند پس بيافتند . النوبة الثالثة - قوله تعالى : - وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ اشارت بقهر خداوند است و بيگانگان ، چنانك دوستان را نوازنده است بيگانگان را گيرنده است ، و چنانك نواخت وى بنواخت ديگران نماند ، گرفتن وى نيز بگرفتن ديگران نماند . و اللَّه اشدّ بأسا و اشد تنكيلا - اللَّه سختگيرتر از همهء گيرندگانست ، فرو برندهء جبارانست ، دادخواه ستمكارانست ، شكنندهء كامهاى بندگانست ، نه از كسى به بيم ، نه كرد وى بر وى تاوانست ، كه كردگار جهانيانست و هست كنندهء ايشانست . معاشر المسلمين از بطش وى هراس گيريد و ايمن منشينيد ! كه اگر ايشان را مسخ ظاهر عقوبت بودست اين امت را مسخ باطن عقوبت است ! و رب العالمين چون بريشان خشم گرفت رنگ ايشان از آنجا كه صورت است بگردانيد ، اگر برين امت خشم گيرد و العياذ باللّه رنگ اينان از روى سيرت بگرداند ، اگر ايشان را بجرم خويش روى سياه گردانيد اينان را بجرم خويش دل سياه كند . كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ و كسى را كه امروز وى دل وى از خود بگرداند بيم است كه فردا چون در گور شود روى وى از قبله بگرداند ، فردا روسياه باشد . ابو اسحاق فزارى گفت مردى پيش ما بسيار آمدى و يك نيمه روى وى پوشيده بود . گفتم چرا پوشيدهء ؟ گفت اگر امان دهى بگويم . گفتم - ترا امانست . فقال : - كنت نباشا فدفنت امرأة فذهبت فنبشتها حتى ضربت بيدى الى اللّفافة فمددت و جعلت تمدّ هي ايضا . فقلت أ تراها
--> ( 1 ) كذا فى نسخة الف . و خواستند فى نسخة ج