عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

225

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اينست . نكل بند پاى است ، و نكول باز ايستادن است از رفتن در كارى يا سخنى ، و باز نشستن از اقرار ، إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا از آن است . لِما بَيْنَ يَدَيْها - ميگويد عبرتى كرديم ايشان را كه فرا پيش‌اند يعنى اهل شام وَ ما خَلْفَها و ايشان كه پسانند يعنى اهل يمن . لِما بَيْنَ يَدَيْها اى للامم التي ترى تلك الفرقة الممسوخة - يعنى امتى را كه حاضر بودند و ايشان را مىديدند وَ ما خَلْفَها و امتها كه پس ازيشان آيند و قصّهء ايشان بشنوند . و قيل عقوبة لما مضى من ذنوبهم و عبرة لمن بعدهم - ميگويد آن را كرديم تا گناهان ايشان را عقوبت باشد و پسينان را عبرت باشد . وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ اى للمؤمنين من هذه الامة ، فلا يفعلون مثل فعلهم ، و قيل من ساير الامم . قوله تعالى . وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً - مفسران گفتند مردى در بنى اسرائيل درويش بود و عمّه‌زادهء توانگر داشت بميراث عمه‌زادهء خود شتافت ، بشب رفت و وى را بكشت ، و بسبطى ديگر بود و در خانه ايشان بيوكند ، بامداد آن سبط كشته بيگانه ديدند بر در خويش ، و سبط اين كشته مرد خويش را نيافتند ، جستند و بر در بيگانگان يافتند كشته ، خصومت در گرفتند اينان گفتند كه مرد خويش بر در شما كشته مىيابيم ، و ايشان گفتند كه كشتهء خويش بدر سراى ما آورديد و بر ما آلوديد ، دست بسلاح زدند ، و روى بجنگ آوردند ، آخر گفتند كه وحى پيوسته است و پيغامبر بجاى ، به روى رويم ، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند . موسى گفت : - إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً - اللَّه ميفرمايد شما را كه گاوى ماده بكشيد . جواب دادند ايشان أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً از جواب اين خصومت در گاو چيست ؟ ما را مىافسوس گيرى از جفا كارى كه بودند و غليظ طبعى . چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخريت با پيغامبر كردند ، تا پيغامبر گفت .