عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
221
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ - گفتند خداوند خويش را خوان و ازو خواه يُبَيِّنْ لَنا تا پيدا كند ما را ما لَوْنُها كه رنگ آن گاو چيست ، قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ گفت - وى ميگويد كه آن گاويست زرد رنگ فاقِعٌ لَوْنُها روشن است رنگ آن تَسُرُّ النَّاظِرِينَ نگرندگان را شاد مىكند از روشنايى . قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ گفتند خداوند خويش را خوان و از وى خواه يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ تا پيدا كند ما را كه آن گاو چيست ، إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا كه جنس گاو بر ما مشتبه شد ، وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ و ما اگر خدا خواهد بدان راهبرانيم . قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ - گفت وى ميگويد كه آن گاويست لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ نه كار شكسته است و نرم چنانك زمين شكافد ، وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ و نه كشت زار را آب كشد ، مُسَلَّمَةٌ از عيبها رهانيده و رسته ، لا شِيَةَ فِيها در همه پيوست وى جز زان رنگ زردى رنگى نيست ، قالُوا - گفتند موسى را الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ اكنون جواب بسزا آوردى ، فَذَبَحُوها پس آن گاو را بكشتند وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ و نزديك بودى و خواستندى كه آن را نيابندى و نكشتندى از بس كه پرسيدند و پيچيدند و حجّت ميگرفتند . النوبة الثانية - قوله تعالى : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الآيه ، ابن عباس گفت خداى عز و جل جهودان را تعظيم روز آدينه فرمود چنانك مسلمان را فرمود ، پس ايشان مخالفت كردند و روز شنبه اختيار كردند و آن را معظّم داشتند و فرمان حق بجاى بگذاشتند ، اللَّه تعالى درين روز شنبه كار بريشان سخت فرا گرفت ، تا هر چه ايشان را بديگر روزها حلال است از كسب كردن و ساز معيشت ساختن درين روز بريشان حرام كرد ، اكنون ايشان