عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
210
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بهشت خوريد . وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً - در راه دين بر استقامت رويد و با خضوع و خشوع باشيد ، و هر كارى را از در دين خود درآوريد تا به مقصد رسيد ، و هو المشار اليه بقوله تعالى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها . آن گه گفت وَ قُولُوا حِطَّةٌ اشارت است به استغفار و تضرع و دعا و گفتن كه بار خدايا - حطّ عنا ذنوبنا - همانست كه جاى ديگر گفت - رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِي أَمْرِنا و جاى ديگر گفت فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ . وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ الآية - چند فرق است ميان موسى و عيسى و محمد مصطفى . موسى قوم خود را آب خواست چنانك گفت - وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ عيسى قوم خود را نان خواست چنانك گفت - « أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ » باز مصطفى ع صدر و بدر جهان ، چراغ زمين و آسمان ، نه آب خواست نه نان ، بلكه رحمت خواست و غفران ، چنانك اللَّه گفت غُفْرانَكَ رَبَّنا موسى را گفت چه خواهى گفت آب روان از سنگ صفوان ، عيسى را گفت چه خواهى ؟ گفت خوان بريان فرستاد از آسمان . سيّد كونين را گفت تو چه خواهى ؟ گفت رحمت و غفران از خداوند مهربان . چون موسى آب خواست گفت يا موسى از چون منى آب خواهند ؟ آنك سنگ و عصا بر سنگ زن و مراد خود برگير . چون عيسى نان خواست . گفت يا عيسى از چون منى نان خواهند ؟ فرمان داد به جبرئيل تا گردهء چند و لختى بريان بر خوان نهاد و بايشان فرستاد ، گفت يا عيسى مراد خود برگير . چون نوبت بمهتر عالم رسيد ، شب قرب و كرامت كه او را حاضر كردند گفت اى دوست ما مهمان آمدهء دندان مزد چه خواهى ؟ گفت غُفْرانَكَ رَبَّنا اللَّه تعالى گفت اى دوست ما حال امّت تو از سه بيرون نيست : يا مطيعاناند ، يا عاصيان ، يا مشتاقان : - اگر عاصيانند رحمت من ايشان را ، و اگر مطيعانند بهشت من ايشان را ، و اگر مشتاقانند ديدار و رضاء من ايشان را ، مصطفى گفت ع خداوندا مراد ايشان نقدى بدادى از آن من در توقف نهادى ! گفت اى دوست ما ايشان حاجت كه