عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

211

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

خواستند از بهر امت خود خواستند و امّت ايشان همان بودند كه حاضر بودند مراد خود بيافتند ، تو آنچه ميخواهى از بهر امت ميخواهى و امّت تو متفرقند تا قيام الساعة خواهند بود و دعوت و پيغامبرى تو هميشه پيوسته خواهد بود ، روز رستاخيز همه را جمع كنم و همه را از دوزخ آزاد كنم ، همه را بديدار خود شاد كنم ، همه را لباس كرامت پوشانم ، همه را بزيور انس بيارايم ، كه ايشان بهينهء امّت‌اند ، يك دل و يك قصد و يك همت اند ، وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً نه چون بنى اسرائيل كه از پراكندگى كه بودند هم در دل و هم در قصد و هم در همت ، در دين بمعبودى يگانه مى اقتصار نكردند مىگفتند - اجعل لنا الها كمالهم آلهة - و در دنيا بيك طعام قناعت نكردند گفتند يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ . و فى معناه انشد . هموم رجال فى امور كثيرة * و همّى من الدنيا صديق مساعد و گفته‌اند ذكر عصا در آيت اشارت است بسياست شرعى ، كقوله ع لا ترفع عصاك عن اهلك - و عرب گويد - شقّ فلان العصا - اذا خرج عن السياسة المشروعة . و حجر اشارتست به بنى اسرائيل از آنك رب العالمين دلهاى ايشان با سنگ برابر كرد و گفت فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً يعنى كه موسى خواست تا بنى اسرائيل را با هم آرد و ايشان را بر راه استقامت دارد ، مداوايى طلب كرد . از بهر ايشان كه بهمگان برسد هم عالم را و هم جاهل را ، و ايشان را فايده دهد بر عموم همچنانك باران فايده دهد بر عموم بقعتها را هم آبادان و هم غير آن . رب العالمين موسى را گفت ايشان را بتازيانهء شريعت سياست كن و بر علم و عمل دار ، آن علم و عمل كه جمله اركان اسلام و ايمان بدان باز گردد ، و آن دوازده خصلت است ، كه مصطفى ع در آن خبر معروف بيان كرد ، شش خصلت از آن بناء اسلامست : - يكى اقرار بوحدانيت اللَّه ، ديگر اثبات نبوت مصطفى سديگر نماز كردن ، چهارم زكات دادن ، پنجم روزه داشتن ، ششم حج كردن . و شش خصلت از آن بناء ايمان است : - يكى ايمان دادن باللّه جل جلاله ، ديگر ايمان بفرشتگان سديگر ايمان بكتابهاى خداوند ، چهارم برسولان وى ، پنجم بروز قيامت ، ششم ايمان