عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

150

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و پيش رو و حوا رعيت وى ، و ما دام كه پيشرو بر صفت صلاح رود فساد رعيت را اثرى نبود ، ببركت صلاح پيش رو . و اليه اشار النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « انّ اللَّه لا يهلك الرعيّة و ان كانت ظالمة اذا كانت الأئمّة هادية » . پس چون عورت ايشان پيدا شد ، آدم شرمسار شد ، در ميان درختان گريخت . رب العالمين ندا كرد - يا آدم اين انت ؟ كجايى اى آدم ؟ و خود داناتر بود . آدم گفت انا هذا رب - اينك منم خداوندا ! در ميان درخت . قال ألا تخرج - يا آدم بيرون نيايى ؟ - قال - استحيى منك ، گفت از تو شرم دارم خداوندا - قال الم انهكما عن تلكما الشّجرة ؟ نه شما را گفتم كه ازين درخت مخوريد ؟ فقال - آدم - انّه حلف لى بك و لم اكن اظن ان احدا من خلقك يحلف بك كاذبا ، فذلك قوله - وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ پس رب العالمين حوا را گفت « انت غررت عبدى ، فانك لا تحملين حملا الّا حملته كرها ، فاذا اردت ان تضعى ما فى بطنك اشرفت على الموت مرارا . ثم قال للحيّه - انت التي دخل الملعون فى جوفك حتى غرّ عبدى ، ملعونة انت لا رزق لك الّا التّراب ، انت عدو بنى آدم و هم اعداؤك . وهب بن منبه گفت اللَّه تعالى پس از آن كه آدم را در بهشت بنشاند انگشترى بوى داد و گفت يا آدم هذا خاتم العز خلقته لك لا تنس فيه عهدى ، فاخلعه . يا آدم اين انگشترى به تو دادم و عزّ تو درين بستم نگر تا عهد من فراموش نكنى ، كه اگر عهد من فراموش كنى من اين خاتم عز تو از تو واستانم و به ديگرى دهم . عكرمه گفت - مربع بود چهار سوى بر يك جانب نبشته - انا اللَّه لم ازل - و بر ديگر جانب نبشته - انا الحى القيّوم - بر سه ديگر جانب نبشته - انا اللَّه العزيز لا عزيز غيرى الّا من البسته خاتمى يعزّ بعزّى ، بر جانب چهارم نبشته آية الكرسى و به آخر گفته محمد رسول اللَّه خاتم الانبياء پس گرد اين حرفها نبشته - لن يستقرّ هذا الخاتم على من عصى الرحمن - گفته‌اند - چون آدم آن انگشترى در انگشت كرد از انگشت آدم چنان مىتافت كه آفتاب در دنيا مىتابد درختان و ديوار بهشت از آن روشن شده و زمين بهشت از آن بويا گشته ، پس چون آدم عاصى شد - طار الخاتم من اصبعه - از انگشت وى انگشترى بپريد ، گفته‌اند كه در شاخ سدرة المنتهى آويخت و گفته‌اند بر كن عرش در آويخت ، گفت الهى هذا