عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

143

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها - گفتيم فرو رويد همگنان از بهشت ، جَمِيعاً - همگنان بهم ، فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي - اگر بشما آيد از من ، هُدىً ، پيغامى و نشانى ، فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ هر كه پى برد بپيغام و نشان من ، فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ بيمى نيست و ريشان كه اين كردند ، وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ - و فردا هيچ اندوهگين نباشند . وَ الَّذِينَ كَفَرُوا - ايشان كه كافر شدند ، وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا - و سخنان و نشان ما دروغ شمردند ، أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ - ايشان آتشيانند و دوزخيان ، هُمْ فِيها خالِدُونَ - ايشان در آنند جاودان . النوبة الثانية - قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا معطوفست بر آيهء پيش ، و در موضع نصب است فكانه قال اذكر يا محمد : إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ اللَّه تعالى نعمتهاى خويش و منتها بر بندگان مىشمارد و در ياد ايشان ميدهد ، ايشان كه در عهد رسول خدا بودند و پس از ايشان تا بقيامت . ميگويد - من آن خداوندم كه هر چه در زمين از بهر شما آفريدم و منافع و معايش شما در زمين پديد كردم چنانك گفت هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً - پس با آدم كه پدر شما بود كرامتها كردم و نواختها افزودم . از آن كرامتها يكى آنست كه از بهر وى با فريشتگان اين خطاب كردم كه - إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ديگر آنكه فريشتگان را فرمودم كه وى را سجود كنيد ، فذلك قوله - وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ . اينجا گفت سجود كنيد آدم را ، جاى ديگر گفت فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ او را بسجود افتيد شما كه فريشتگانيد . فسجد الملائكة كلّهم اجمعون - فريشتگان همه سجود كردند أَكْلِهِمْ گفت تا خلق دانند كه همگنان سجود كردند نه جوكى ازيشان . و أَجْمَعُونَ گفت و همه بهم ، تا دانند كه بيكبار بيك آهنگ بودند نه پراكنده و در هنگامهاى گسسته .