عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

126

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و استوى در لغت سه معنى دارد . و از آن سه معروفتر و مشهورتر - استقرار - است چنان كه جاى ديگر گفت وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ اى : ( استقرّت ) . و سوار را كه بر پشت ستور آرام گيرد ميگويند « لتستوا على ظهوره » ديگر معنى - استوا - راست شدنست از كژى - و راست ايستادن . سه ديگر معنى - علوّ - است چنان كه گويند استوى رسول اللَّه على المنبر ثم استوى الى السّماء كه در قرآن است هر دو جايگه بمعنى علو است ميگويد بر شد و آهنگ بالا كرد . فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ - و هر هفت آسمان راست كرد . خليل با يارى از آن خود نزد ابو ربيعهء كلابى شدند كه از فصحاء عرب بود از و پرسيد كه : « استوى الى » معنى چيست ؟ او را بر بامى يافتند ايشان را ديد كه روى بوى داشتند گفت ( استويا الى ) يعنى - ارتفعا الىّ - ايشان باز گشتند گفتند لهذا جئنا ؟ فاخذ الخليل هذه الكلمة فوضعها فى تفسير القرآن . اگر كسى گويد ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ در هر دو آية پس از آفرينش زمين گفت و اين دليل است كه پيشتر زمين آفريد آن گه آسمان پس آنچه گفت وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها چه معنى دارد ؟ جواب وى آنست كه : ابن عباس گفت آن گه كه از وى همين مسئله پرسيدند و اين خبر در صحيح است - گفت اول زمين را به دو روز بيافريد يعنى يكشنبه و دوشنبه ، چنانك گفت قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ پس قصد بالا كرد و آسمانها را راست كرد به دو روز يعنى سه شنبه و چهار شنبه ، چنانك گفت فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ پس به زمين نزول كرد و دحى زمين كرد ، و دحى آن بود كه گياهزار و مرغزار و كوه و دشت و راهها پيدا كرد و جويها براند پس زمين و هر چه در آنست ] به چهار روز آفريده باشد اينست كه ميگويد - فى اربعة ايام سواء للسّائلين - پس آسمانها و زمينها بشش روز آفريد است - چنانك گفت فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثم قال فى آخر الآية وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خود را در قرآن از علم چهار نام گفت : - عالم و عليم و علّام و اعلم - عليم از عالم مه است و علّام از هر دو مه معنى آنست كه من خداوندم كه هفت طبقهء آسمان و هفت طبقهء زمين بيافريدم و هر چه