عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

127

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

در آنست از حركات و سكنات جانوران تا آن مورچه كه در زير هفتم طبقهء زمين است و در خود بجنبد همه ميدانم ، پس بدانيد كه اعمال و ضمائر شما نيز ميدانم ، بطاعت مشغول شويد تا از عقوبت من برهيد . النوبة الثالثة - قوله تعالى إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا الآية - بدانك خداى را عزّ و جلّ نامهاى بزرگوار است . و صفتهاى پاك ، نامهاى نيكو و صفتهاى پسنديده ، نامهاى ازلى و صفتهاى سرمدى ، خود را به آن صفتها بستود و در پيغام و نامهء خويش آن صفتها و اخلق نمود . از آنها يكى - حياست اللَّه تعالى به آن موصوف و اثبات آن در آيت و در خبر معلوم . آيت آنست كه گفت جلّ جلاله : إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا جاى ديگر گفت وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ - و خبر درست است از مصطفى صلع كه روزى نشسته بود با ياران سخن ميرفت در ميان ايشان سه مرد از دور مىآمدند روى بوى داده ، يكى از آن سه بكران آنجايگه نزديك مردمان رسيد . هم آنجا بنشست ، رسول خدا گفت - « استحيى فاستحيى اللَّه منه » و هم در خبر است كه « ان اللَّه حيى كريم ، يستحيى من عبده اذا مدّ يده » الحديث - اين صفت حيا و امثال اين هر چه درست شود بنصوص كتاب و سنت واجب است بر بندهء خدا كه چون آن شنود يا خواند بر نام و صفت بيستد و زبان و دل از معنى آن خاموش دارد و از دريافت چگونگى آن نوميد باشد كه خرد را فرا دريافت آن بتكلف و تأويل راه نيست ، ميگويد جلّ جلاله : - وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً - معنى آنست كه خلق به خود و بعقل خود وى را در نيابند ، مگر كه وى را به آن صفت كه خود كرد خود را و به آن نام كه خود را برد خود را بشناسد ، شناختنى و تصديقى و تسليمى گردن نهاده ، و نادر يافته پذيرفته ، و تهمت بر عقل خود نهاده ، هر كه اين راه رود و بجز اين طريق خود را نپسندد سنّى عقيدت است پاكيزه سيرت پسنديده طريقت - از اينجا گشايد چشمهء حكمت و صدق فراست و نور معرفت ، و اين منزلت كسى را بود كه چون ديگران از خلق شرم دارند و قبول خلق طلبند وى از حق شرم دارد ، و قبول حق طلبد ، و از حق كسى شرم دارد كه در دل بينايى دارد و