الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
49
الغدير ( فارسي )
و تو آن پسر مادرى كه كاهنده اى و نيافزاينده . » و اين هم از شعر مالك الريب كه سر گذشتش در « الشعروا لشعراء » به قلم ابن قتيبه آمده كه در هجو مروان گويد : « به جان تو سوگند كه مروان بر امور ما فرمان نمىراند ولى اين دختر جعفر ( 1 ) است كه براى ما فرمان مىراند اى كاش آن زن بر ما فرمان روا بود و اى كاش كه تو اى مروان از . . داران مىشوى » . و هيثمى در مجمع الزوائد 10 / 72 از طريق بو يحيى آورده است كه وى گفت : من ميان مروان - از سوئى - و حسنين از سوئى بودم و به يكديگر دشنام مىدادند و حسن ، حسين را آرام مىكرد و مروان گفت : شما خانواده اى نفرين شده هستيد حسن در خشم شد و گفت : گفتى خانواده اى نفرين شده ؟ به خدا سوگند كه خدا تو را همان هنگام كه در صلب پدرت بودى لعنت كرد . اين گزارش را سيوطى به نقل از ابن سعد و بويعلى و ابن عساكر در جمع الجوامع آورده است چنان كه در تدوين يافته ى كتاب او 6 / 90 مىتوان آن را يافت . آن چه كاوشگران با تأمل و تعمق در روش مروان و كارهاى او در مىيابند اين است كه وى هيچ ارزشى براى قوانين دين پاك ننهاده و آنها را همچون برنامههاى سياسى روزانه تلقى مىكرده و از همين روى نه از باطل كردن چيزى از آنها پروا داشته و نه از دگرگون ساختن آنها مطابق آنچه موقعيتها مقتضى باشد و شرايط اجازه دهد . و اينك براى گواهى خواستن به اين سخنان ، چندى از كارهاى سهمناكش را ياد مىكنيم كه آن چه را نيز نمىآوريم به همينها قياس بايد كرد : 1 - امام حنبليان احمد در مسند خود 4 / 94 از طريق عباد بن عبد اللَّه بن زبير آورده است كه چون معاويه براى حج بر ما در آمد ما نيز همراه او به مكه شديم و او با ما نماز ظهر را دو ركعت خواند و سپس به سوى دار الندوه بازگشت - با آن كه
--> ( 1 ) دختر جعفر همان زن هاشمى نسب و مشهور به ام ابيها و دختر عبد اللَّه بن جعفر بن ابيطالب است كه همسر عبد الملك بن مروان بود و چون وى را طلاق داد على بن عبد اللَّه بن عباس با او ازدواج كرد .