الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

170

الغدير ( فارسي )

كه نيرو دارد كار بخواهند و به اندازه اى كه نيازمند است براى او هزينهء زندگى معين كنند . اينك بر ماست كه بر گرديم به ياد آورى آنچه ابوذر در موارد مختلف ، آواى خود را بدان برداشته بود و آنچه دربارهء دارائيها از پيامبر خدا ( ص ) گزارش كرده و آنچه بزرگان ياران پيامبر ، چه در ستايش از او گفته‌اند و چه در دفاع از او پس از آنكه آواى خود را بدان سخنان برداشت ، و نيز آنچه دربارهء او از برانگيختهء خدا ( ص ) رسيده است از ستايشهاى نيكو و پيش بينى گرفتاريهائيكه به او خواهد رسيد و ما با ديده اى كه حقيقت را به روشنى بنگرد در اين زمينه‌ها چشم ميدوزيم تا ببينيم آيا هيچيك از آنها با زمينه‌هاى مسلك اشتراكى و كمونيسم سازگار هست يا با اين بررسى ، دروغهائى آشكار مىشود كه به ناروا بر او بسته و به پرتگاه بهتان و افترا افتاده‌اند . آنجا كه ابوذر به عثمان ميگويد : افسوس بر تو اى عثمان ! آيا بر انگيختهء خدا ( ص ) را نديدى و آيا ابو بكر و عمر را نديدى آيا شيوه و روش آنان را بدينگونه ديدى ؟ راستى كه تو با من به گونه خونخواران و سركشان ، رفتارى سخت و زور - گويانه دارى . و نيز آنجا كه به او ميگويد : از شيوهء دو دوست گذشته ات پيروى كن تا هيچكس را بر تو سخنى نباشد . و عثمان گفت : ترا چه به اينها ! مادر مباد تو را . ابوذر گفت : به خدا كه براى من هيچ عذرى بجز فرمان دادن به كار نيك و باز داشتن از كار بد نمىبينى . در اين هر دو مورد مىبينيم ابوذر نظر عثمان را بر ميگرداند به روزگار پيامبر و سپس به روزگار دو خليفهء قبلى و از او دعوت مىكند به پيروى از آن شيوه‌ها و بسيار روشن است كه در آن هرسه دوره ، هم مالكيت خصوصى در كار بوده است و هم توانگران اعم از مالكان و بازرگانان وجود داشته‌اند و در تملك ثروتها آزاد بوده‌اند - چه ثروتهائيكه زايندهء ثروت است و چه ثروتهائيكه با به كار انداختن مغز و بازو بدست ميايد - و نيز هر مالى از زر و سيم يا كشتزار و زمين يا كارگاهها يا خوراكيها ويژهء صاحبانش بوده و از قوانين بىچون و چرا در نزد پيامبر اسلام ( ص ) يكى اين