الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

162

الغدير ( فارسي )

پس تعيين كردن آن نصابها و كنار گذاشتن آن كميتها از اصل مال چه معنى دارد ؟ و اين موضوع روشنى است كه بر هيچ مسلمانى پوشيده نمىماند تا چه رسد به ابوذر كه پيمانهء دانش بوده است و با آن احاطه اش به آئيننامه‌هاى ارجمند پيامبر . و اگر فرد مكلف ، پس از دادن زكات هنوز هم چيزى بر گردن وى واجب باشد كه آن را نپرداخته است پس چه معنى دارد آن رستگارىاى كه خداى برتر ، مؤمنان را - در صورت پرداخت زكات - به يافتن آن شناسانده و گفته است : راستى كه رستگار شدند مسلمانان ، همانان كه در نمازشان فروتنى مىنمايند و همانان كه از كارهاى بيهوده روى گردانند و همانان كه ( دستور ) زكات را به كار مىبندند سورهء مؤمنون آيهء 1 تا 4 و اى كاش مىدانستم اگر بر انسان واجب باشد كه جز هزينهء زندگى خود هر چه ثروت دارد بدهد پس با چه سرمايه اى كار و پيشهء خود را ادامه دهد آخر او كه بجز همان چه بايد خرج كند چيزى ندارد . آيا با همان چه براى هزينهء خود اندوخته كار كند ؟ يا با آنچه دريافتن آن دست از پا درازتر بازگشته ؟ و از كجا بياورد كه زكات بدهد و به وسيلهء آن ، هم رخنهء زندگى ناتوانان را پر كند و هم خودش در آينده كه آغاز تهيدستىاش است قوت خود گرداند ؟ آيا مىشود گمان برد كه ابوذر چشم پوشى از همهء اين امور را ضرورى مىشمرده و مىخواسته است كه جهان پر باشد از دهانهاى بازمانده و خواهندگانى كه دستشان براى گدائى دراز است ؟ تا ديگر ، گدا ، كسى بجز گدائى ديگر مانند خود را نبيند و روزى خواهنده هيچ كس را نيابد كه براى رفع پريشانى و درمان تهيدستىاش روى به او آرد به نيكوكارى او اميد بندد . زيرا اگر نظريه اى را كه به ابوذر بسته‌اند يكسال و بلكه كمتر ، عملى شود نتيجه اى جز اين به بار نخواهد آورد . نه به خدا ، ابوذر براى اجتماع مسلمانان اين گونه پستى را نمىخواست زيرا او براى ايشان جز همهء نيكوئىها را دوست نمىداشت و آن گاه اين گونه حال و روز را هيچ انسان مصلح و صالحى طالب نيست چه رسد به ابوذر كه از دانايان ياران پيامبر و از مصلحان و صالحان ايشان به شمار آمده است .