الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
152
الغدير ( فارسي )
آن سخن خواهيم داشت . 2 - پنداشته است كه فرود آمدن ابوذر در شام و سپس ربذه به اختيار خود او بوده با آن كه دستور عثمان به اقامت او در ربذه را هم به اشاره ياد كرده . كه در مورد ربذه ما پيشتر تو را آگاه ساختيم كه وى به آن جا تبعيد شده و از شهر پيامبر او را به گونه اى ناشايست بيرون كردند و در آن گيرودار ميان على ، يك بار با مروان و يك بار با عثمان ، و نيز ميان عثمان با عمار درگيرىهائى به وجود آمد و عثمان خود اقرار كرد كه وى را تبعيد كرده و امير مؤمنان نيز اين كار او را مسلم شمرد و بسيار كسان نيز داستان ابوذر را از زبان راستگوى خودش شنيدند و اين را كه پس از كوچيدن وى به شهر مركز اسلام ، عثمان وى را به بياباننشينى برگردانده گذشته از آن كه پيشگوئىهاى پيامبر از حوادث آيندهء وى نيز همين را تأييد مىكند زيرا به موجب آن وى را از مدينه بيرون مىكنند و از شام و مكه مىرانند ، در مورد رانده شدنش از شام - و اين كه بيرون شدن او از آن جا نيز به اختيار خودش نبوده - گزارشهاى لازم گذشت . 3 - اما داستان رسيدن ساختمانها به كوه سلع دروغى است كه بافته و برام ذر بستهاند و حاكم آن را در مستدرك 3 / 344 آورده و چنان چه در ص گذشت بلاذرى نيز آن را ياد كرده و علتى شمرده است براى بيرون شدن ابوذر به شام با اجازهء عثمان - و نه علتى براى بيرون شدنش به ربذه ، آن گونه كه در روايت طبرى مىخوانيم - و تازه اين قصه را ابن كثير از طبرى و تاريخ او گرفته و همهء هنرى كه دربارهء آن نشان داده اين است كه آن را خلاصه كرده و به گونه اى كه دلش مىخواسته به آن دستبرد زده است و حلقه هائى كه زنجيرهء سند اين روايت هستند - به گونه اى كه در ج 15 ص و همين جلد ص گذشت - تشكيل مىشوند از افرادى كه يا دروغپرداز و حديثسازند يا مجهول الهويه و ناشناس يا ضعيف و متهم به زندقه و عبارتند از : 1 - سرى 2 - شعيب 3 - سيف 4 - عطيه 5 - يزيد فقعسى و روايتى كه يك تن از نامبردگان هم در زنجيرهء اسنادش باشد شايستهء پشتگرمى