الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

136

الغدير ( فارسي )

من به گونه ى گردنكشان خشم مىگيرى و سختگيرى مىنمائى و مىگفت : پيرو شيوه ى دو دوستت ( بو بكر و عمر ) باش تا هيچ كس را بر تو سخنى نباشد بر گرديد به ص ابوذر چاره اى نداشت جز آن كه آواى خود را ، هم براى دعوت به كارهاى نيكوئى كه از بين رفته بود بلند كند و هم براى جلوگيرى از كارهاى زشتى كه رايج شده بود زيرا او در سراسر شبانه روز اين آيه را مىخواند كه : بايد در ميان شما گروهى باشند كه مردم را به نيكوكارى بخوانند و از كار بد باز دارند و ايشاناند رستگاران ( 1 ) ابن خراش گفت : ابوذر را در ربذه در سايبانى موئين يافتم و گفت : همچنان امر بمعروف و نهى از منكر كردم تا حق گوئى برايم دوستى نگذاشت ( 2 ) آرى ايراد او به معاويه بود كه با تنآسائى و گشادبازى و اختصاص دادن اموال عمومى به خود ، عادت و روش پادشاهان ايران و روم را در پيش گرفته بود با آن كه در روزگار پيامبر يك گداى بىچيز بيشتر نبود و پيامبر نيز او را به همين گونه وصف كرد . ( 3 ) و به عبارتى گفت : معاويه مستمند و تنگدست است ( 4 ) در اين هنگام ابوذر چه بايد بكند ؟ مگر او همان نيست كه پيامبر هفت موضوع را به او سفارش كرده ( 5 ) يكى اين كه حق را بگويد هر چند تلخ باشد و ديگر اين كه از سرزنش هيچ كس نهراسد . در اين حال چه سودى براى او دارد كه عثمان بگويد :

--> ( 1 ) سورهء آل عمران آيه 104 ( 2 ) انساب 5 / 55 و روايتى نظير آن را از طريقى ديگر در ص آورديم ( 3 ) صحيح مسلم - كتاب نكاح و طلاق - 4 / 195 ، سنن نسائى 6 / 75 ، سنن بيهقى 7 / 135 ( 4 ) صحيح مسلم 4 / 199 ( 5 ) به روايت ابن سعد در طبقات 164 - از طريق عبادة بن صامت - ابوذر گفت دوستم محمد در مورد هفت چيز به من سفارش كرد : دوستى با مستمندان و نزديكى به ايشان ، و نيز به من دستور داد كه به آن كس كه فروتر از من است بنگرم نه به آن كس كه برتر از من است و به من دستور داد كه از هيچ كس درخواستى نكنم و به خويشاوند خود - هر چند پشت به من كند - نيكى كنم و سخن حق را هر چند تلخ باشد بگويم و از سرزنش هيچ كس نترسم و بسيار بگويم كه : هيچ نيرو و قدرتى نيست جز به يارى خدا . زيرا اينها از گنجى در زير عرش است .