الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
137
الغدير ( فارسي )
تو را چه به اينها ؟ مادر مباد تو را ؟ و ابوذر را رسد كه بگويد همچنان كه گفت : به خدا كه عذرى براى من نمىيابى مگر امر بمعروف و نهى از منكر . آن چه ابوذر آواى خود را براى اعلان به آن برداشت مطلب تازه اى نبود كه در روزگار پيامبر سابقه نداشته باشد و او نيز آواى خود را تنها به شنوانيدن سخنى برداشت كه از كتاب خدا و سنت پيامبر آموخته و از دو لب دعوت كننده اى بس بزرگوار فرا گرفته بود . و پيامبر هم هيچ كس از يارانش را از ثروت وى عارى نساخت با آن كه در ميان ايشان بازرگانان و افراد مرفه و ثروتمند بودند . و از ايشان افزون بر آن حقوقى كه خدا بر گردنشان نهاده بود نگرفت و ابوذر هم در دعوت و و تبليغ به راه او رفت . پيامبر ( ص ) ابوذر را از گرفتارىها و رنجهائى كه بر سر وى مىآيد و از آن چه با او مىكنند - تبعيد او از شهرهاى پايگاه اسلام : مكه ، مدينه ، بصره ، كوفه ، شام - آگاه ساخت و گفت كه او در آن هنگام از نيمكردان است و بايستى شكيبائى نمايد و آن چه را بر سرش مىرود در راه خدا به شمار آرد و ابوذر نيز گفت : خوشا به فرمان خدا . پس شايستگى ابوذر او را مانع از آن مىگردد كه بر خلاف دستور پيامبر كارى كند كه نظام جامعه از هم بپاشد و اين كه گرفتارىاش در راه خدا است مانع مىشود كه كارهاى او را - كه موجب پديد آمدن آن گرفتارىها براى وى شد - ناروا بشماريم . زيرا اگر آن كارها هم با مصالح عمومى و با رضاى خدا و پيامبر مخالف بود مىبايستى پيامبر وى را از ايراد و اعتراضهائى كه در آينده به آن مىپردازد باز دارد زيرا مىداند كه آن دعوت سيل بلا و آسيب را به سوى او سرازير مىكند و خليفه ى مسلمانان را بدنام گردانيده صفحه ى تاريخش را سياه مىسازد و لكه ى ننگى به او مىچسباند كه هرگز برداشته نمىشود . نه آئين آسانگير ما چنان حكم دشوارى كه بوذر را به آن متهم داشتهاند آورده و نه خود او هرگز چنان مقصودى داشته است زيرا - به گواهى پيامبر - وى در ميان توده ى محمديان در پارسائى و عبادت و نيكوكارى و كوشش و روش و راستگوئى و اخلاق همانند عيسى است با اين همه چه بايد كرد كه عثمان چون بر