الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

135

الغدير ( فارسي )

آوردن گنجينه‌ها باز مىدارم كه پيامبر باز مىداشت و به عبارت مسلم در صحيح خود 3 / 77 : احنف بن قيس گفت : من ميان گروهى از قريش بودم كه ابوذر بگذشت و مىگفت : گنجينه سازان را مژده ده كه پشتها و پهلوهاشان را داغ نهند و نيز پس گردنهايشان را چنان داغ مىنهند كه از پيشانى ايشان بيرون آيد احنف گفت : سپس وى كنارى گرفت و نزديك ستونى نشست پرسيدم اين كيست گفتند اين ابوذر است من برخاسته بسوى او شدم و پرسيدم ، چه بود كه شنيدم پيشتر گفتى ؟ گفت : من چيزى نگفتم مگر همان چه را از پيامبرشان شنيدم گفت : گفتم دربارهء حقوقى كه من مىگيرم چه مىگوئى گفت : آن را بگير زيرا هزينه ى امروزه است ولى هر گاه همچون بهاى دينت گرديد آن را رها كن « سنن بيهقى 6 / 359 » و بو نعيم در حليه 1 / 162 از طريق سفيان بن عيينه به اسناد خود از ابوذر آورده است كه امويان مرا به تهيدستى و قتل بيم دادند و زير زمين براى من محبوب تر است از روى زمين ، و تهيدستى نزد من محبوبتر است از توانگرى . مردى به او گفت : اى ابوذر چرا هر گاه تو نزد گروهى مىنشينى بر مىخيزند و تو را ترك مىكنند گفت : چون من ايشان را از فراهم كردن گنجها باز مىدارم و در فتح البارى 3 / 213 به نقل از ديگران مىنويسد : « درست آن است كه انتقاد ابوذر به سلاطينى بوده كه دارائىها را براى خويش مىگرفتند و آن را در راه لازم به مصرف نمىرساندند » و نووى در دنباله ى اين سخن ، پرداخته است به اثبات نادرست بودن آن به اين بهانه كه در آن هنگام ، سلاطين كسانى همچون بو بكر و عمر و عثمان بودند و اينها هم خيانت نكردند پايان . و اين سخن وى پرده پوشى آشكارى در بر دارد زيرا روزى كه ابوذر عقايد خود را اعلان كرد نه روزگار بو بكر و عمر بلكه روزگار عثمان بود كه شيوه ى او ، هم با روش آن دو مخالفتى آشكارا داشت و هم - مطابق همهء مواردى كه ذكر كرديم با شيوه ى پيامبر منافى و مغاير بود و از همين روى نيز ابوذر ( ع ) در روزگار آن دو ، دم فرو بسته و ايرادى نداشت و به عثمان نيز مىگفت : افسوس بر تو اى عثمان آيا پيامبر را نديدى و آيا بو بكر و عمر را نديدى ؟ آيا شيوه ى ايشان اين بوده تو با