الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
6
الغدير ( فارسي )
آن در آن هنگام براى عثمان منافى با مردانگى و مستلزم سختدلى و درشتخوئى است ، كدام انسان است كه دلش راه بدهد در سهمناكترين شب زندگىاش - كه شب پايان يافتن افتخار و بريدن رشته ى گردن فرازى و گسيختن پيوند سر بلندىاش باشد - به كام گرفتن از زنان پردازد ؟ چگونه خليفه اين همه را آسان گرفته ؟ احترام پيامبر را نگه نداشته و آن مصيبت بزرگ را ناچيز انگاشته و به لذت مجامعه با زن ( 1 ) پرداخته است . توقع ما از خلفا آن است كه از نخستين روزشان شعورى بيش از اين داشته باشند و رأفتى افزونتر از آن چه پشتوانه ى كار وى بوده و رقتى زيادتر از آن چه فعل وى بيانگر حد و مرز آن است و آزرمى بيش از آن چه وى از خود نشان داد . خيلى دشوار مىتوان پذيرفت كه پيامبر ( ص ) كه آن آبروريزى را براى عثمان فراهم آورد و آن گونه خوارش ساخت تنها به خاطر آن بود كه وى كارى مباح انجام داده بود آن هم با آن همه مهربانى ستوده و آشكار او درباره ى افراد مردم و پافشارى او در پرده كشيدن بر گناهان ايشان . چه رسد درباره ى مردى كه خود پيامبر مىداند بر مسند جانشينى او تكيه خواهد زد . اين بود آن چه به نظر ما مىرسد و اما تو : گمان نيكو بدار و حقيقت قضايا را مپرس ! و آن گاه با همه ى اين مقدمات و در باره ى مردى كه اين كارش است و اين رفتارش با گرامى دختر پيامبر ( ص ) ، آيا وجدان آزاد تو مىپذيرد كه سخنى كه ابن سعد در طبقات خود 3 / 38 به پيامبر بسته درست باشد ؟ همان گزارشى كه به موجب آن - در همان روزى كه شبش را عثمان به گناه يا كامجوئى جنسى گذراند و همان روزى كه چنان سخن نيشدارى را از پيامبر بزرگوار شنيد - آرى در همان روز ، پيغمبر به وى بگويد : اگر دختر سومى هم داشتم به همسرى عثمان در مىآوردم - كه به گفته ى ابن سعد اين سخن را پس از مرگ ام كلثوم گفته است - ( 2 ) يا بگويد : اگر ايشان ( يعنى دختران پيامبر ) ده تن نيز بودند ( يكى از پى
--> ( 1 ) تعبير از عمدة القارى است : 4 / 85 . ( 2 ) طبقات ابن سعد چاپ ليدن 8 / 25 .