الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
131
الغدير ( فارسي )
3 - ابو السليل ضريب بن نقير بصرى كه مورد اطمينان و خود از كسانى است كه مسلم و صاحبان چهار صحيح - به جز بخارى - روايات او را شايسته ى ذكر شمرده اند روايت بالا به اين عبارت هم نقل شده كه : چه خواهى كرد هنگامى كه از آن جا - مسجد پيامبر - اخراج شوى ؟ گفت : به شام مىروم گفت از آن جا اخراج شوى چه مىكنى ؟ گفت به اين جا - مسجد - برمىگردم . گفت : چه خواهى كرد هنگامى كه از آن جا اخراجت كنند گفت : با شمشيرم زد و خورد مىكنم گفت راهى بهتر از اين كه نزديكتر به صواب باشد به تو بنمايم ؟ بشنو و فرمان بر و هر كجا تو را راندند بپذير . فتح البارى 3 / 213 ، عمدة القارى 4 / 291 5 - واقدى از طريق ابو الاسود دؤلى آورده است كه گفت : من دوست مىداشتم ابوذر را ببينم تا علت بيرون شدنش از مدينه را بپرسم پس در ربذه فرود آمدم و به او گفتم : مرا خبر نمىدهى كه آيا به ميل خود از مدينه بيرون شدى يا به زور تبعيدت كردند ؟ گفت : من در يكى از سرحدات مسلمانان بودم و ايشان را كفايت مىكردم پس مرا به مدينه راندند و گفتم آن جا شهرى است كه خود و يارانم به آن جا كوچيدهايم ولى از مدينه نيز مرا به اين جا كه مىبينى تبعيد كردند . سپس گفت شبى به روزگار رسول ( ص ) در مسجد ، خوابيده بودم كه او ( ص ) بر من بگذشت و نوك پائى به من زد و گفت نبينم كه در مسجد بخوابى گفتم پدر و مادرم فدايت باد خواب بر چشمم چيره شد و خوابم برد گفت چه مىكنى آن گاه كه تو را از اين جا بيرون كنند گفتم : آن گاه به شام مىروم كه سرزمين مقدس است و سرزمين نيكان مسلمان و سرزمين جهاد در راه خدا گفت : از آن جا بيرونت كنند چه مىكنى گفتم : بر مىگردم به مسجد ( الحرام ) گفت : از آن جا بيرونت كنند چه مىكنى گفتم شمشيرم را مىگيرم و با آن زد و خورد مىكنم گفت : آيا راهى بهتر از اين به تو ننمايم ؟ به هر جا برانندت با ايشان برو و بشنو و فرمانبر باش . من هم شنيدم و فرمانبردم و مىشنوم و فرمان مىبرم و به خدا سوگند عثمان در حالى حق را ديدار مىكند كه در مورد من بزهكار است ابن ابى الحديد 1 / 241 روايت بالا را - به همين عبارات و از همين طريق - احمد نيز در مسند 5 / 156