الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 9

الغدير ( فارسي )

« تالى » - را رازى براى نگريستن در « خود » كه آشناترين و بيگانه ترين كسانشان است شمارند . هر چند برآوردهاى آن گويندگان ، از چهره‌هاى بس درخشان و راستينى كه بايد پيش چشم داشت جدائىهاى فراوان دارد زيرا به گفتهء بينادل و انديشمند رومى : هر كسى از ظن خود شد يار من و ز درون من نجست اسرار من پس اين سروده‌ها و گزارشها بيش از آنچه معرّف معرّف و شناسانندهء چهره هائى كه در جهان برون بوده است باشد ، معرّف خود معرّف و شناساننده است و نمايندهء برداشتها و چهره اى كه در دل او و در جهان درونى خويش از معرّف داشته ، زيرا هر هنرمند ، هم در نگريستن به يك پديده و هم در تصوير بردارى از او و نماياندن آن به ديگران ، خواه ناخواه جاى پائى از خواسته‌ها و آرزوها و ويژگىهاى انديشهء خود در آن مىنهد ، اكنون هر اندازه كه اين خواسته‌ها و ويژگىها از مرز دانش و آئينهاى آفرينش فراتر برود چهره اى هم كه به دست مىآيد پندارىتر خواهد بود تا چه رسد كه ببينيم تصوير كنندگان ما - ابن عرندس ، ابن داغر ، برسى - هرگز از برترين « آموزشگران شيعيگرى و شناسانندگان پيشوايان آن » نبوده‌اند و سومى شان را نيز هر كس از دانشوران شيعه مىشناسيم به باد نكوهش گرفته و بر چسب « گزافه گوى » بر او زده تا آنجا كه گروه شيخيان هم با همهء تند روىهائى كه بر آنان بسته‌اند وى را از اين لغزشگاه بر كنار نديده و از همين روى ، نگارشهايش را خيلى سزاوار پشتگرمى نمىدانند . ( 1 ) البته دانشور سترك ما - امينى - از آن شيفتگىاش به بلند آستان راستان و از آن دلبستگىاش به دوستداران و دلباختگان ايشان مانند هر دلداده اى به جز زيبائى و نيكوئى نمىديده و بر آن شده است كه آنچه را اين گونه سرايندگان دربارهء ايشان آورده‌اند با زمينه‌هاى دانش و كيش ، سازگار بشمارد و اين بوده كه نه آن سوگنامه‌هاى نه چندان خوش ؛ گوش وى را آزرده و نه پذيرفته است كه

--> ( 1 ) « كتاب المبين نامهء آشكار » از حاج محمد خان كرمانى ص 6