الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 10
الغدير ( فارسي )
دادرسى هيچ يك از بزرگان ما دربارهء برسى دادگرانه باشد و من هر چند خود را كمتر از آن مىپندارم كه در ميان وى - از يك سوى - و همهء دانايان هم آئينش - از ديگر سوى - به داورى نشينم باز هم چون آن بزرگوار در پشتيبانى از بررسى كار را به خرده گيرى از نگاشتهء يكى از تابناكترين ستارهها در آسمان تشيع كشانده براى آنكه جايگاه والاى وى ناچيز ننمايد و انديشه اش در ديدهها سست و بىبنياد نيايد ناچار شدم - با دو سه فراز فشرده - چشم انداز را روشن تر سازم تا آشكار شود كه وى در برداشت خويش تنها نيست و بيشتر - و شايد همهء - آموزگاران شيعى با وى همداستانند ( بنگريد به زير نويس ص 90 › . البته با پژوهشهاى پردامنه و ژرف امينى جاى چون و چرا نمىماند كه نمونههاى تند روى و گزافگوئى در برتر خوانىها را بيش از همه جا ميان خود سنيان و لا به لاى بافتههاى ابن حجر و ابن حزم و ابن تيميه و . . . بايد جست ولى آيا اين دست افزار مىتواند به تنهائى دامن برسى و همانند ان او را از « تندروى » پاك بنمايد ؟ اگر خرده گيرى بر برسى و تندرو انگاشتن او تنها از سوى سنيان بود مىتوانستيم بارو كردن غلوهاى خودشان - دربارهء آن سه مرد - دهانها را كم و بيش ببنديم ولى اكنون ، آن همه پرخاشهاى پيشوايان شيعه به وى را چگونه پاسخ بدهيم ؟ وانگهى مگر ميان تندرو بودن سنيان و تندرو نبودن برسى ؛ بستگى و پيوند استوارى هست كه اگر نخستين را گردن نهاديم دومى را نيز ناگزير بپذيريم ؟ ما پى گيرى گفتگو را بيش از اين روا نمىدانيم تا كسانى كه شايستگى بيشترى دارند به كار برخيزند و تنها سربسته مىگوئيم كه تبار ستودهء محمد - درود بر آنان باد - به اندازه اى برترىهاى راستين دارند كه اگر با خرد و دانش درست به پى جوئى و شناسائى آن بنشينيم اى بسا كه زندگىها به پايان آيد تا سرانجام به سخن سرايندهء شيراز رسيم كه : « ما همچنان در اول وصف تو ماندهايم » اگر پيروان ديگران به دندهء تند روى افتادند از آن بود كه پيشوايانشان برجستگىهاى چشمگير نداشتند ولى ما چرا خود را نيازمند گزافگوئى بيابيم ؟