الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
45
الغدير ( فارسي )
به دلخواه خويش - براى يارى او - با بدكيشان پيكار كردند و آن آزاد مرد ( حر ) ( 1 ) از خوشبختى كه يافت تا پاى جان در راه او زد و خورد نمود نيزه هائى سخت را دراز كردند تا زندگى دخترزادهء پيامبر را درازتر سازند و اينجا بود كه جزر و مد يكى شد ( 2 ) در همين پيكار با بدكيشان يكىشان تيرى به سوى او افكند كه بر گردن دخترزادهء پيامبر نشست كشتهء نيك مرد از اسب نيكويش جدا شد و جانور زبان بسته در پيرامون او به شيهه كشيدن پرداخت سنان ( 3 ) سنان ( 4 ) پيكر او را دريد و شمشير شمر از رگ گردنش گذشت بادهاى بسيار تند دامن خود را بر او افكندند و اسبهائى كه بر اندام او راندند با تار و پود دست و پاشان پيراهنى كهنه بر آن دوختند هفت گنبد گردون به تكان آمد ، كوههاى بلند و استوار ، لرزيدن گرفت و آشوب بر درياها چيرگى يافت . هان ! اى جانباخته اى كه آسمان بر او خون گريست ! و چهره ى خاك آلود زمين با خونش سرخ فام گرديد ! جامههاى رزم او از خون سرخ شد ولى در فرداى رستخيز از ابريشم سبز خواهد بود
--> ( 1 ) حر پسر يزيد رياحى تميمى يربوعى - كه درود خدا بر وى باد ! - چه در روزگار اسلام و چه پيش از آن - به گفته ى ابن اثير - بزرگ توده ى خويش بود . ن ( 2 ) جزر و مد - گذشته از آنچه دربارهء دريا به كار مىرود - يكى كشته شدن را مىرساند و ديگرى دراز گرداندن را ، و اين جا است كه هنرنمائى سراينده در به كار بردن واژههاى دو پهلو آشكار مىشود . ( 3 ) يكى از افزارهاى جنگ و كشتار ( 4 ) يكى از كشندگان حسين