الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

36

الغدير ( فارسي )

27 - حافظ محب الدين طبرى در گذشته در سال 694 در « الرياض النضرة بوستانهاى شاداب » - ج 2 ص 200 - اين حديث را از گفته ى احمد و ابن جوزى و حاكمى آورده است . 28 - جمال الدين ابو عبد اللَّه ابن نقيب در گذشته در سال 698 در تفسير خود « و العبر روشنگرىها » حديث را ياد كرده است . 29 - شيخ الاسلام حمويى در گذشته در سال 722 در « فرائد السمطين يگانه گوهرهاى دو گردن بند » حديث را بازگو كرده است . 30 - حافظ شمس الدين ذهبى در گذشته در سال 748 در « تلخيص المستدرك فشردهء باز يافته‌ها » آن را آورده و گفته : « زنجيره‌هاى گزارش آن پاكيزه ولى مايه و زمينه اش نكوهيده و ناپسند است » امينى گويد : اين ناپسند بودن را هيچ كدام از پاسداران حديث در سده‌هاى گذشته در نيافتند تا روزگار ، ذهبى را به ما ارزانى داشت ! كه - با چشم خود - حديث را نيش زد و آتش كينهء خويش را - با گفتن اين سخن - برافروخت ، ولى آن ناپسند آمدن پندارى با خود وى به گور سپرده شد و - در آن زمينه - هيچ كس از حديثشناسان پس از وى دل به سخن او نداد . 31 - حافظ زرندى در گذشته در سال 750 و اندى در « نظم در ( ؟ ؟ ؟ ) السمطين دانه‌هاى دو گردن بند را در رشته كشيم » حديث را آورده است . 32 - حافظ جلال الدين سيوطى در گذشته در سال 911 در « الجامع الكبير فراهم آرنده ى بزرگ » - بر بنياد آنچه در ج 6 ص 407 از تدوين يافته ى آن آمده - اين حديث را آورده است - از گزارش ابن ابى شيبه و عبد الرزاق و احمد و ابن جرير و خطيب و حاكم - و گفته كه حاكم آن را درست مىشمرده ، از اين گذشته در « الخصائص الكبرى ويژگىهاى بزرگتر » از سيوطى نيز اين حديث آمده است - ج 1 ص 264 - 33 - حافظ ابو العباس قسطلانى در گذشته در 923 در « المواهب اللدنية