الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

295

الغدير ( فارسي )

و بر همين بنياد از زبان حميد پسر عبد الرحمن آورده‌اند كه گفت هنگامى كه پسر معاويه - يزيد - جانشين او شناخته شد بريسير انصارى - از ياران پيامبر - درآمدم و او گفت : آنان مىگويند يزيد بهترين پيروان محمد - درود و آفرين خدا بر وى - نيست من نيز همين را مىگويم ولى اگر خداوند كار پيروان محمد - درود و آفرين خدا بر وى - را به همداستانى كشد بهتر از آن است كه به پراكندگى بيانجامد پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى - گفت در ميان توده جز نيكوئى نخواهى يافت ( 1 ) . و بر اين بنياد بود كه عايشه به سخن پرداخت كه اسود پسر يزيد گفت : عايشه را گفتم آيا به شگفت نمىآئى كه مردى از آزاد شدگان ( 2 ) بر سر جانشينى محمد با ياران او به كشمكش برخيزد ؟ گفت چه جاى شگفتى است ؟ اين نيروى شاهى از خداوند است كه نيكوكار و تباهى پيشه را از آن بهره مند مىنمايد و فرعون چهارصد سال بر مردم مصر پادشاهى كرد ( 3 ) و بر اين بنياد است كه سخن مروان پسر حكم انگيزه يا بى مىشود ، گفت « هيچ كس نبود كه بيش از على ، از عثمان پشتيبانى كند » گفتندش پس چرا بر سر منبرها او را دشنام مىدهيد ؟ پاسخ داد چون كار ما جز با اين برنامه استوار نمىگردد . ( 4 ) و بر همين بنياد است كه كشته شدن عبد الرحمن پسر خالد ؛ به دست معاويه - در هنگامى كه خواست از مردم دست فرمانبرى براى يزيد مگيرد - روا مىنمايد . كه در ميان شاميان به سخنرانى پرداخت و گفت اى مردم شام ! من سالخورده شده‌ام و مرگم نزديك است و چنان خواستم كه با مردى پيمان فرمانبرى بنديد تا كار شما را سامان بخشد من نيز تنها مردى از شما هستم و نه بيشتر ، پس برداشتهاتان

--> ( 1 ) ن : « استيعاب » ج 2 ص 635 « اسد الغابة » ج 5 ص 126 ( 2 ) برگرديد به زيرنويس ص 224 ( 3 ) - ن : بر بنياد آنچه در « الدر المنثور » ج 6 ص 19 - آمده اين گزارش را ابن ابى حاتم گزارش كرده است . ( 4 ) ن : « الصواعق المحرقه صاعقه‌هاى سوزاننده » ص 33