الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
293
الغدير ( فارسي )
كيفرى و بخش كردن درآمدها ميان مسلمانان و واداشتن آنان به ديدار از خانهء خدا و به پيكار با دشمن و اينها نيز نيازمند آن نيست كه بيش از زير دستانش دانشى در او آشكار باشد بلكه او و توده در آگاهى به آئينها برابرند و همان اندازه دانش براى او بسنده است كه براى يك دادرس - كه اينك دادرسان در برابر تواند و از سرمايهء دانش ايشان نيك آگاهى و مىتوانى باريك بينانه از نزديك در آن بنگرى - و اگر هم امام تبهكارى و بيدادگرى نمايد و به ستم و پليدى گرايد بر كنار نمىشود و توده بايد در همه هنگام فرمان وى را ببرند چه نيكو كار باشد چه تبهكار و هيچكس را نرسد كه با او ناسازگارى پيشه كند و در روى او به شورش برخاسته بر سر كارش با او به كشمكش پردازد . بر بنياد همين باورها كسانى كه - بر آئين گزينش - به جاى پيامبر مىنشستند در داورى و در دستورهاشان از فرمان آئين نامهء پيامبر و نامهء خدا دورى مىگزيدند و هيچ كس هم نبود تا جلوگيرى كند و هرگز كسى يافت نشد كه فرمان به كار شايسته دهد و از كردار ناپسند باز دارد ، زيرا از آن چه دست سياست بافته و پوزه بند مردم گردانيده بود مىترسيدند ، همچون حديث عرفجه كه زنجيرهء ميانجىهاى آن تهى از كاستى و افتادگى هم نيست : به زودى رويدادهائى چنين و چنان پيش مىآيد ، پس هر كس خواست كار توده را كه همداستانند به پراكندگى كشد با شمشير بزنيدش - هر كه خواهد باشد - ( 1 ) و حديث عبد اللَّه - كه زنجيره اش با همان ويژگى است - : پس از من روزگارى ناخوش و پيش آمدهائى خواهد بود كه ناپسند مىداريد گفتند اى پيك خدا ! اگر كسى از ما در آن هنگام زنده باشد مىفرمائى چه كند ؟ گفت آنچه را بر گردن شما بايسته است انجام دهيد و از خدا بخواهيد كه آنچه سود شما در آن است خود برساند . « صحيح مسلم » ج 2 ص 118
--> ( 1 ) ن - « صحيح مسلم » ج 2 ص 121 ، « سنن ابو داود » ج 2 ص 283