الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
290
الغدير ( فارسي )
گرفتند گوشه گيران ( معتزله ) ناميده شدند ( 1 ) . برداشت خليفهء دوم از جانشينى پيامبر و سخنان او در اين زمينه از زبان عبد الرحمن پسر ابزى آوردهاند كه گفت : عمر گفت تا هنگامى كه كسى از جنگاوران نبردگاه بدر زنده باشد اين كار در ميان آنان مىچرخد و سپس تا آنگاه كه كسى از جنگاوران نبردگاه احد بر جاى باشد در ميان آنان و به همين گونه در ميان . . . و در ميان . . . و براى هيچ كدام از آزادشدگان ( 2 ) و فرزندانشان و براى كسانى كه پس از گشوده شدن مكه اسلام آوردهاند بهره اى از اين كار نيست « طبقات ابن سعد » ج 3 ص 248 و در سخنى از او كه ابن حجر در « اصابه » ياد كرده - ج 2 ص 305 - : اين كار در خور آزادشدگان و فرزندان آزادشدگان ( 3 ) نيست . و گفت : اگر يكى از اين دو مرد را مىيافتم اين كار را به او باز گذارده و پشتگرم مىشدم : سالم بردهء بو حذيفه و بو عبيدهء جراح و اگر سالم بود بر گزيدن جانشين را به شورى باز نمىگذاشتم . ( 4 ) و چون او را زخم زدند گفت : اگر آن مرد را كه پيش سرش كم مو است - على را مىگويد - سرپرست خويش گردانند ، آنان را به راه راست كشد ، پس پسر عمر به او گفت چه انگيزه اى تو را از اين باز مىدارد كه خود ، على را نامزد پيشوائى بشناسانى ؟ گفت خوش ندارم كه هم در زندگى بار اين برنامه را بر دوش كشم و هم پس از مرگ .
--> ( 1 ) ن - « مستدرك » از حاكم - ج 3 ص 115 - « تاريخ طبرى » ج 5 ص 155 « الكامل » از ابن اثير ج 3 ص 80 « تاريخ ابو الفدا » ج 1 ص 115 و 171 ( 2 ) برگرديد به زيرنويس ص 224 ( 3 ) برگرديد به زيرنويس ص 224 ( 4 ) ن - « طبقات ابن سعد » ج 3 ص 248 ، « التمهيد » از باقلانى ص 204 ، « الاستيعاب » از ابو عمر ج 2 ص 561 « طرح التثريب دور افكندن سرزنش و تبهكارى » ج 1 ص 49 « اسد الغابة » ج 2 ص 246