الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
289
الغدير ( فارسي )
كار استوار مىگردد ديگران نيز بايد از او پيروى كنند و اين با برداشت برخى از مردم نمىسازد كه گويند « پيمان امامت تنها هنگامى بسته مىشود كه گروهى از كسانى كه به كار گره گشائى و پيوند زدن گسيختهها مىپردازند دست به هم دهند » ، براى استوار ساختن برداشت خود كار عمر - خدا از وى خشنود باد - را شالودهء پاسخ مىآوريم كه يك تنه براى بوبكر پيمان بست و دست فرمانبرى به او داد و كسى از ياران پيامبر هم اين كار را ناپسند نيانگاشت ( 1 ) و تازه اين همپيمانى است و بايد همچون ديگر پيمانها براى بستن آن نياز به شمارهء ويژه اى از مردم نباشد ، پيشواى ما ابو المعالى گفته : كسى كه تنها با دست دادن يك تن نيز پيمان امامت به سود وى بسته شود كارش استوارى يافته و روا نيست كه از كار بر كنار گردد - مگر در كار آئين به نوگرائى ناروا پردازد و دگرگونى پديد آرد - گفت : و در اين برداشت همه همداستانند . پايان امينى گويد : بر بنياد اين سخنان پس چه بگوئيم دربارهء عبد اللَّه - پسر عمر - و اسامه پسر زيد و سعد پسر ابو وقاص و ابو موسى اشعرى و ابو مسعود انصارى و حسان پسر ثابت و مغيره پسر شعبه و محمد پسر مسلمه و برخى ديگر از كسانى كه از سوى عثمان كارگزار صدقات و سمتهائى به جز آن بودند و با آنكه تودهء مسلمانان دست فرمانبرى به سرور ما فرمانرواى گروندگان دادند آنان روى از او بگردانيدند . چگونه دامن آنان را پاك نمائيم و چه بهانه اى به سود آنان بياوريم كه از همراهى با او در جنگهايش خوددارى كردند و ميان ياران پيامبر به اين گونه شناخته گرديده و چون از دست فرمانبرى دادن به على سرباز زده و گوشه اى
--> ( 1 ) ن - گويا همهء هاشميان و تودهء انصار - به جز دو مرد - و نيز زبير و عمار و سلمان و مقداد و ابوذر و بسيارى ديگر از مهاجران كه از دست فرمانبرى دادن به بوبكر سرپيچيدند و كار او را ناروا شمردند - كه در جاى خود با گستردگى آمده - در نزد قرطبى هيچ كدام از ياران پيامبر نبودند و گرنه بر تفسير نگار شايسته نيست دروغ بگويد آن هم در جائى كه مىداند تاريخ درست پرده از روى دروغش بر مىدارد .