الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

287

الغدير ( فارسي )

است يكى آن كه دست فرمانبرى گرفتن به سود بوبكر - خدا از وى خشنود باد - با يارى پنج تن بايسته شناخته شد كه گرد او انجمن كردند و سپس نيز مردم به دنبال آنان راه افتادند : عمر پسر خطاب ، بو عبيده پسر جراح ، اسيد پسر حضير ، بشير پسر سعد ، سالم بردهء بو حذيفه - كه خدا از آنان خشنود باد - ديگر آن كه عمر - خدا از وى خشنود باد - شورائى از شش تن بنياد نهاد تا يكىشان - با خشنودى 5 تن ديگر - به جانشينى او نشيند ( اين برداشت از بيشتر فقه دانان و عقيدتشناسان بصرى است ) ديگران از دانشوران كوفه گويند : اين پيمان با دست سه تن بسته مىشود كه يكىشان با خرسندى دو تن ديگر به سرپرستى رسد و همچون دادرس باشد در كنار دو گواه چنان كه پيمان زناشوئى با يارى سرپرست دختر و دو گواه انجام مىگيرد . گروهى ديگر گفته‌اند : اين پيمان با دست يك تن هم بسته مىشود زيرا عباس به على - خدا از آن دو خشنود باد - گفت : « دستت را دراز كن كه دست فرمانبردارى به تو دهم و مردم بگويند عموى برانگيختهء خدا دست فرمانبرى به پسر عموى او داد تا ديگر دو تن هم بر سر اين كار ، راهى جدا از تو در پيش نگيرند . » و هم از اين روى كه پيمان بستن گونه اى داورى است و داورى يك تن پذيرفته و رواست . پايان . گفتار جوينى جوينى - پيشواى مكه و مدينه - كه در سال 478 در گذشته در « الارشاد راهبرى » ص 424 مىنويسد : يك بخش هم در گزينش جانشين پيامبر و چگونگى آن و در يادآورى آنچه در بستن پيمان امامت نيازمند آنيم . بدانيد كه در بستن پيمان امامت نيازى به همداستانى مردم نيست و اگر چه توده انجمن نكنند پيمان امامت بسته مىشود ، نشانه اش اين كه چون پيمان