الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
253
الغدير ( فارسي )
و قرطبى در « تفسير » خود - ج 4 ص 104 - مىنويسد : از اين فراز ( بگو بيائيد . . . ) بايد پى برد كه پسران دختر آدمى هم پسران او ناميده مىشوند و در ج 7 ص 31 مىنويسد : اينكه ، عيسى از ذريه و فرزندان ابراهيم به شمار آمده ( با اين كه پسر دختر وى بوده ) مىرساند كه فرزندان فاطمه - خدا از وى خشنود باد - فرزندان پيامبراند - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - و همين فراز را كسانى دست افزار گردانيدهاند كه بر آنند فرزندان دختران مرد را مىتوان در جرگهء فرزندان وى ناميد بو حنيفه و شافعى گويند اگر كسى چيزى را بر فرزندانش و بر فرزندان فرزندانش وقف كند همهء كسانى كه فرزند پسر يا فرزند دختر وى باشند مىتوانند از اين كار او بهره مند شوند - به همين گونه اگر كسى براى پس از مرگ خود سفارشى به سود نزديكانش كند فرزندان دختر وى را نيز در بر مىگيرد و از ديدگاه بو حنيفه ، آدمى با هر كس چنان خويشاوندى در بنياد تبارش داشت كه نتواند با وى زناشوئى كند از نزديكان وى شمرده مىشود - تا آن جا كه گويد - : مالك گفته : فرزندان دختر در جرگهء فرزندان در نمىآيند كه همانند اين برداشت نيز در ج 4 ص 104 از شافعى گذشت و دستآويز آن دو نيز سخن خداى برتر از پندار است كه : « خداوند شما را دربارهء فرزندانتان سفارش مى - كند . . . » كه مسلمانان از پوستهء بيرونى اين فراز چنان دريافتند كه تنها فرزندان بىميانجى را در بر مىگيرد و فرزندان پسران را ( 1 ) - تا آنجا كه گويد - ابن قصار گفته : دست افزار كسانى كه فرزندان دختران را نيز از نزديكان مىشمارند سخن پيامبر - درود بر او - است به حسن پسر على : « اين پسر من سرور است » و كسى را نمىشناسيم كه به كار بردن نام پسر را بر پسران دختر ناشدنى بداند زيرا آنان نيز پسران پدر مادرشانند و اين بنياد با برداشت ما هماهنگ است زيرا ولد
--> ( 1 ) ن - اين دروغى است كه بر مسلمانان بسته زيرا از آنان بسى دور است كه - از يك فراز - برداشتى ناساز با پوستهء بيرونى آن داشته باشند - آن هم بىهيچ نشانه اى كه ما را به لايهء درونى بكشاند -