الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
232
الغدير ( فارسي )
بافى مىكردند و اسحق ملطى از آنان است . ابن ابى مريم نيز دربارهء او گفته : از كسانى است كه در دروغ پردازى و حديث سازى آوازه اى بلند دارند ، على بن مدينى گفته ارجى به او نبايد نهاد و نكوهيده است و گزارشهائى شگفتانگيز بازگو كرده . و عمر پسر على گفته : دروغ پرداز بوده و حديثسازى مىكرده و جوزقانى گفته نه كسى است كه به گزارش او پشتگرمى توان داشت و نه در نگهدارى گزارشها درستكارى را پيشه گردانيده و هم گفته : او دروغ پرداز و حديث ساز است كه پذيرفتن گزارش وى روا نيست و نشايد حديث او را پشتوانه گرفت و بايد كار او را روشن ساخت . جهضمى و بخارى نيز گفتهاند گزارش وى نكوهيده است و نسائى گفته دروغ پرداز و از كسانى است كه به دروغگوئى شناخته گرديده و حديث وى ؛ هم با بنيادهاى شناخته شده ناساز است و هم جز از راه او دريافت نشده و گزارشهاى وى را رها كردهاند و ابن عدى گفته : گزارشهاى وى سخنانى ساختگى است كه از خودش درآورده و انبوه آنچه را بازگو كرده به ابن جريج بسته و هر گزارش نكوهيده اى را به دروغ از زبان وى آورده ، پايگاهش در ميان نكوهيدگان روشن است و او از آنان بوده كه حديث مىساختهاند و ابن حبان گفته : دجالى از دجالها است كه آشكارا حديث بافى مىكرده ، برقى گفته : او را دروغگو مىشمارند و ابو سعيد نقاش گفته : در حديث سازى آوازه اى بلند دارد و گفته : ابن طاهر گفته كه او دجال و دروغ پرداز است و ابن جوزى گفته : همه همداستانند كه او حديث بافى مىكرده است ( 1 ) . ديلمى پس از آن كه حديث را با زنجيرهء ياد شده آورده گويد : راشد پسر سعد نيز از مقدام پسر معد يكرب و او از ابو بكر راست رو همين حديث را آوردهاند - و خدا داناتر است - امينى گويد : در بررسى زنجيرهء سوم ، نكوهيدگى راشد را دانستى و صغانى
--> ( 1 ) ن - پشتوانههاى آنچه آورديم در جلد پنجم گذشت - ص 218 از چاپ دوم .