الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

233

الغدير ( فارسي )

اين گزارش او را ساختگى شمرده چنانچه عجلونى نيز داورى او را در « كشف الخفاء » - ج 2 ص 154 ، 163 به زبان آورده و اين گزارش را همچون درم ناسره شمرده به همين گونه خود سيوطى در « اللئالى المصنوعة » - ج 1 ص 302 - آن را از گزارشهاى ساختگى شمرده و البته خود وى در « تاريخ الخلفاء » همين گزارش را كه زنجيره اى به اين گونه دشوار و نه چندان نيكو دارد از حديثهاى بوبكر شمرده با آن كه سرگذشت گزارشگران آن كه كسانى همچون اسحاق ملطىاند بر وى پوشيده نبوده ولى چه بايد كرد كه خوش داشته هر چند با ماننده‌هاى اين سخن هم شده حديثهاى او را افزونتر بنمايد ! زنجيرهء آن را نيز نياورده كه خوانندگان ، ساختگى و من در آورد بودن آن را در نيابند ! و ندانسته كه خداوند از پى او است و وى را به پاى شمارشگرى خواهد خواست . برويم سراغ دومين حديث كه آن را حاكم در « مستدرك » ج 3 ص 90 با ميانجيان خود آورده است - از زبان عبد اللَّه پسر داود واسطى خرما فروش و او از عبد الرحمن برادرزادهء محمد پسر منكدر و او از جابر - خدا از وى خشنود باد - كه گفت : يك روز عمر پسر خطاب به ابوبكر راست رو - خدا از آن دو خشنود باد - گفت : اى بهترين مردم پس از برانگيختهء خدا ! بوبكر گفت اگر تو چنين گفتى من از برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - شنيدم مىگفت آفتاب بر هيچكس بهتر از عمر نتابيد . ذهبى در « تلخيص المستدرك » دنبالهء اين گزارش را گرفته و گفته : مىگويم اين عبد اللَّه را كه ميانجى گزارش است نكوهيده مىشمارند و در پيرامون عبد الرحمن نيز سخنها است و اين حديث به بافته‌ها مىماند . و در « ميزان الاعتدال » ج 2 ص 123 مىنويسد : اين گزارش را عبد اللَّه پسر داود خرما فروش گزارش كرده و او از كسانى است كه با كيش بد و ناشايست نابود شده و عبد الرحمن برادرزادهء محمد منكدر نيز شناخته نيست و از حديث وى پيروى نبايد كرد و ترمذى گفته : زنجيرهء او بىپايه است .