الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
226
الغدير ( فارسي )
خداى برتر از پندار بخواهد - به گستردگى آن را خواهيم آورد . اين نمونه اى بود از پيشرفتهاى خليفه در روشنگرى قرآن ، و تازه آن چه از وى در اين زمينه گزارش شده بسيار اندك است چنانچه حافظ جلال الدين سيوطى در « الاتقان استوار كارى » ج 2 ص 328 مىنويسد : « ده تن از ياران پيامبر - در روشنگرى قرآن - آوازه به هم رساندهاند : خليفه هاى چارگانه ، پسر مسعود ، پسر عباس ، ابى پسر كعب ، زيد پسر ثابت ، ابو موسى اشعرى و عبد اللَّه پسر زبير ، از ميان خليفهها نيز بيشتر از همه از على فرزند ابو طالب گزارش رسيده و آنچه از سه تن ديگر آوردهاند بسى ناچيز است و اين هم انگيزه اى ندارد جز اين كه زودتر در گذشتهاند چنان كه همين انگيزه را نيز مىتوان در پاسخ كسى آورد كه بپرسد چرا ابوبكر - خدا از وى خشنود باد - حديثهاى كمترى بازگو كرده و من در دانش روشنگرى قرآن جز سخنانى بسيار اندك - كه از ده فرازهم نمىگذرد - چيزى از ابوبكر - خدا از وى خشنود باد - به ياد ندارم . ولى از على سخنان بسيارى در اين زمينه رسيده و معمر از وهب پسر عبد اللَّه و او از ابو الطفيل آورده كه ديدم على سخنرانى مىكرد و مىگفت از من بپرسيد كه به خدا سوگند دربارهء چيزى از من پرسش نخواهيد كرد مگر شما را آگاه مىكنم ، از من دربارهء نامهء خداوند بپرسيد كه به خدا سوگند هيچ فرازى از آن نيست مگر مىدانم در شب فرود آمده يا در روز و در كوه يا بر زمين هموار . و بو نعيم در « حليه » از پسر مسعود گزارش كرده كه گفت قرآن بر هفت حرف فرود آمده ( 1 ) كه هيچ حرفى از آن نيست مگر پوسته اى برونى دارد و لايه اى نهانى و به راستى كه نزد على - پسر ابيطالب - از پوستهء برونى تا لايهء نهانى آن ، همه را مىتوان يافت . و هم سيوطى از زبان ابوبكر پسر عياش - و او از نصير پسر سليمان احمسى
--> ( 1 ) مترجم گويد : من در پيشگفتار خود بىپايگى اين گزارش را از ديدگاه شيعه كم و بيش باز نمودم .