الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
208
الغدير ( فارسي )
گفت : اين گزارش به برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - رسيد ، بىتابانه بيامد چندانكه دامن جامه اش از سر بىتابى بر زمين مىكشيد ، چون خود را به آنان رساند و آن مرد وى را بديد برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - آن چه را در دست داشت بلند كرد تا بر وى بزند و او گفت از خشم خدا و برانگيختهء او به خدا پناه مىبرم و به خدا سوگند كه ديگر هرگز مزهء مىرا نيز نخواهم چشيد آنگاه خداوند - با فرستادن اين فراز - ناروا بودن اين كار را باز نمود : اى آنان كه ( به آئين راستين ) گرويدهايد جز اين نيست كه باده گسارى و برد و باخت و بتپرستى و تيرهاى گروبندى پليد است - تا آنجا كه مىگويد - آيا شما از آن دست بردار هستيد ( 1 ) عمر پسر خطاب - خدا از وى خشنود باد - گفت : دست شستيم ، دست شستيم ( 2 ) . و هم بزار از انس پسر مالك آورده كه گفت من آن روز ساقى آن گروه بودم ، و بادهء انگور و انجير را به هم آميخته بوديم و در ميان گروه مردى بود كه او را ابوبكر مىگفتند پس چون نوشيد گفت : « مادر بكر را با درود خويش خوش آمد مىگويم . و مگر تو پس از بستگانت تندرست خواهى زيست ؟ برانگيختهء خدا به ما مىگويد كه دوباره زنده خواهيم شد چگونه آن كس كه ريشه كن شده زندگى را باز خواهد يافت » ( 3 ) و ( 4 ) در همين هنگام كه اينان سرگرم نوشانوش بودند مردى از مسلمانان
--> ( 1 ) ن - سورهء مائده - 5 - آيهء 91 ( 2 ) ن - بر خوانندگان پوشيده نماند كه طبرى نام بوبكر را انداخته و به جاى آن نوشته : مردى ، چنان كه واژهء « ام بكر - مادر بكر » را نيز در سرودهء او به « ام عمرو » دگرگون گردانيده و اينها همه براى چه ؟ تا آبروى پيشوايش ريخته نشود ! ( 3 ) ن - « مجمع الزوائد » ج 5 ص 51 ( 4 ) در اين بند از سرودهء تازى دستخوردگى پيچيده اى بود كه به يارى استاد بهبودى درست شد .