الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
196
الغدير ( فارسي )
نمىشناسم كه آن را باز گفته باشد و نگارنده از راه سرى آن را از سخنان بىپا شمرده و گفته : درست نيست و ابن حبان نيز گفته : با سخن سرى پسر عاصم نشايد به گفتگو پرداخت . امينى گويد : سرى پسر عاصم گزارشگر اين حديث يكى از دروغگويان است كه سرگذشت وى در جلد پنجم ص 231 از چاپ دوم گذشت و دار قطنى زنجيرهء ديگرى هم دارد كه عمر پسر اسماعيل پسر مجالد - يكى از دروغگويان ( 1 ) - از ميانجىهاى آن است و سيوطى در « اللئالى ج 1 ص 309 » اين زنجيره را ياد كرده و گفته : درست نيست و گزند آن زير سر اين عمر دروغگو است . 5 - زنجيرهء ديلمى در مسند « الفردوس » كه گذشته از مردان ناشناخته اى كه در آنند يكى از ميانجيان آن ابو الخير عبد المنعم پسر بشير و همان دروغ پرداز حديث ساز است كه دويست حديث دروغ گزارش كرده ( 2 ) و ديگرى عبد الرحمن پسر زيد پسر اسلم كه چنانچه گذشت هيچكس را در نكوهيدگى وى جان چون و چرا نيست . 6 - زنجيرهء ختلى در « ديباج ديباى » خود از نصر پسر حريش ( 3 ) از ابو سهل مسلم خراسانى از عبد اللَّه پسر اسمعيل از حسن بصرى آورده كه گفت : « برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - گفت : بر زانوى تخت گاه جهان نهان نگاشته شده كه خدائى جز خداى يكتا نيست ، انباز ندارد ، محمد فرستادهء خدا است و بوبكر راست رو و عمر كه ميان نيك و بد جدائى مىنهد هر دو دستور اويند . » چنانچه در « تاريخ بغداد » ج 3 ص 286 آمده دار قطنى مىگويد : اين زنجيرهء گزارش سست است و درستى آن را روشن نمىكند زيرا ابو سهل و نصر پسر حريش نكوهيدهاند و چنانچه در « لسان الميزان زبانه ى ترازو ج 3 ص 260 » آمده
--> ( 1 ) ن - برگرديد به همين كتاب ما جلد پنجم ص 246 از چاپ دوم . ( 2 ) ن - برگرديد به همين كتاب جلد پنجم ص 241 از چاپ دوم . ( 3 ) ن - در « اللئالى » جريش آمده و درست همان است كه ما نوشتيم .