الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
197
الغدير ( فارسي )
حديثهاى عبد اللَّه پسر اسماعيل را ناشايست شمرده و چيزى از حديث او را پيروى نكردهاند و تازه پس از اينها يكى از ميانجىهاى گزارش حديث ياد نشده زيرا حسن بصرى خود نمىتواند چيزى از برانگيختهء خدا شنيده و گزارش كرده باشد چون او را نديده ، سخنور بغدادى نيز زنجيره اى براى همين گزارش دارد كه واژههاى « بازو ، دو دستور اويند » در آن نيست و يكى از ميانجيان آن احمد پسر رجاء پسر عبيده است كه خود بغدادى در ج 4 ص 158 از تاريخش مىنويسد : نشناخته مانده و نمىدانيم كيست . 7 - زنجيرهء ابن عساكر كه عبد العزيز كتانى از ميانجىهاى آن است و بر بنياد آنچه در « لسان الميزان ج 4 ص 33 » آمده ذهبى وى را نكوهيده و يكى ديگر هم حارث پسر زياد محاربى است كه چنانچه در « لسان ج 2 ص 149 » آمده ذهبى و جز او مىگويند ناشناس است و گزارش وى را شالودهء روشنگرى نمى - توان گرفت برخى از ديگر ميانجيان آن نيز ناشناسند و سرگذشت آنان را در فرهنگ نامهها نمىيابيم . ابن عساكر زنجيرهء ديگرى هم دارد كه محمد پسر عبد پسر عامر از ميانجىهاى آن است و او در حديث سازى آوازه اى بلند دارد ( 1 ) و تازه آن را از زبان عصام پسر يوسف بازگو مىكند كه - چنان چه در « لسان الميزان ج 4 ص 168 » آمده - به گفتهء ابن سعد ، نكوهيده و به داورى ابن حبان لغزش كار است و به گفتهء ابن عدى ، حديث - هاى وى را در خور پيروى نيافتهاند . براى آن كه دريابيد سخن فيروزآبادى و عجلونى درست است بنگريد به آنچه در جلد پنجم - ص 297 تا 332 از چاپ دوم - روشن كرديم و با داورى پيشوايان و پاسداران حديث پنبهء صد برترى دروغينى را زديم كه براى بوبكر و دارو دسته ى او ساخته و بر فرستادهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - بستهاند . و به همين گونه ناروا بودن چهل و پنج گزارش ساختگى را دربارهء جانشينى
--> ( 1 ) ن - برگرديد به جلد پنجم از همين كتاب ما ص 259 چاپ دوم .