الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

176

الغدير ( فارسي )

و پس از آنكه مىبيند على - درود بر او - را مىرانند تا دست فرمانبردارى دهد و همان هنگام بوعبيدهء جراح آوا در مىدهد : « پسر عمو ! تو خردسالى ! و اينان سالخوردگان گروهت هستند ، تو آزمودگى و كاردانىشان را ندارى و چنان مىبينم كه بوبكر در اين كار از تو نيرومندتر است و سختتر مىتواند دشوارىها را بر خود هموار كرده از پايگاه خود همه جا را آگاهانه بنگرد . اكنون اين كار را به بوبكر گذار كه تو اگر زنده بمانى و روزگارت بپائيد براى اين كار ، شايسته و سزاوارى - از ديدگاه برترىات و ديندارىات و دانشت و برداشت و پيشينه ات و تبارت و دامادى پيامبر كه دارى ( 1 ) و پس از آن كه مىبيند انصار در آن سخت روز فرياد برداشته و مىگويند « جز با على به هيچكس دست فرمانبردارى نخواهيم داد » و آن يكىشان - كه رزمندهء نبردگاه بدر نيز هست - فرياد مىزند « يك فرمانروا از شما و يكى هم از ما » و عمر هم به او مىگويد : « اگر خواسته ات چنين است مىتوانى بميرى » ( 2 ) و پس از آنكه مىبيند ابوبكر به انصار مىگويد : « ما فرمانروايانيم و شما دستياران و اين كار در ميان ما و شما به دو نيم مىشود چنان كه يك باقلا يا برگ خرما را به دو نيم كنند ( 3 ) . »

--> ( 1 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 13 ، « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 5 ( 2 ) ن - « صحيح بخارى » در برتر خوانىهايش براى ابو بكر و در بخش سنگسار كردن روسبى آبستن ج 10 ص 45 و « طبقات ابن سعد » ج 2 ص 55 و ج 3 ص 129 « البيان و التبيين » از جاحظ ج 3 ص 181 « سيرة ابن هشام » ج 4 ص 339 « التمهيد آمادگى بدهيم » از باقلانى ص 197 « تاريخ طبرى » ج 3 ص 206 و 209 « مستدرك » از حاكم ج 3 ص 67 « الرياض النضرة » ج 1 ص 162 تا 164 « تاريخ ابن كثير » ج 5 ص 146 « تيسير الوصول » ج 2 ص 41 و 45 . ( 3 ) ن - « صحيح بخارى » در برتر خوانىهايش براى بوبكر « البيان و النبيين » ج 1 ص 181 « عيون الاخبار گزارشهاى برجسته » از ابن قتيبه ج 2 ص 234 « طبقات ابن سعد » ج 2 ص 55 و ج 3 ص 129 « العقد الفريد » ج 2 ص 158 « تيسير الوصول » ج 2 ص 452 « السيرة الحلبية » ج 3 ص 386 « النهاية سرانجام » از ابن اثير ج 1 ص 13 كه مىنويسد : « به دو نيم مىشود چنان كه يك باقلا يا برگ خرما » « تاج العروس افسر دلير » ج 8 ص 205 .