الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
177
الغدير ( فارسي )
« تيرهء اوس ، دستى دراز كرد تا جانشينى پيامبر را به چنگ آرد تيرهء خزرج نيز دستهاى خود را گشود تا به نبرد و برابرى با آنان پردازد هر يك از دو گروه چنان پنداشت كه هماوردش سزاوارتر از او است و اين جا بود كه دشمنى و كينه پاى به ميان نهاد » ( 1 ) و پس از آن كه مىبيند مادر مسطح پسر اثاثه نزديك آرامگاه پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - ايستاده و آواز مىدهد : اى برانگيختهء خدا ! « پس از تو پيشآمدهائى سخت و بگو مگوهائى در گرفت كه اگر تو مىبودى رويدادهاى سهمگين ، افزون نمىگرديد با از دست دادن تو چنانيم كه گويا زمين بهره ى بارانش را از دست داده گروه تو به پريشانى افتادهاند ، آنانرا بنگر و ديده فرو مگذار ( 2 ) » همهء اين گونه رويدادها و گفتگوها بود و توده را به هراس افكنده انبوه مردم را بيمناك مىساخت و هيچ كس اميد نداشت بتواند كار آن گروه را به شايستگى سرانجام دهد و پس از گير و دارهائى كه در آن روز به چشم خود ديدند يك تن از ميان ملت نيز چنان ارج و ارزشى براى خود نمىشناخت تا به يارى آن در برابر آن آشوب سهمگين بايستد . آن جا ملتى را مىديدى كه از تنگناى خاستگاهش به مستان مىنمايد - و مست نبود ( 3 ) - و آن چه در دلش مىگذشت نهانى با وى مىگفت كه يك چند درنگ كند و چشم به راه بماند تا از سنگينى آشوبها كاسته شود و سرانجام كارى كه نهانى بنياد آن را ريختهاند آشكار گردد ، گمرهان از ره يافتگان شناخته آيند ، كه آنچه اكنون در دلها مىگذرد دسته اى را به روز ماده شترى نشانيده كه زارى مىكند
--> ( 1 ) ن - از چكامه اى كه سخنسراى نيل - حافظ ابراهيم - در ستايش عمر پرداخته است . ( 2 ) ن - « طبقات ابن سعد » ص 853 و « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 17 و ج 1 ص 132 كه در آنجا اين دو بيت را همراه با بيتهائى ديگر از زبان فاطمه ى راست رو - درود خدا بر وى باد - گزارش كرده است . ( 3 ) سورهء 22 آيهء 2