الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
169
الغدير ( فارسي )
ما نمىخواهيم در پيرامون جانشينى پيامبر به سخن پردازيم و در زمينهء اينكه چگونه به انجام رسيد ؟ چگونه گرديد ؟ چگونه برپا شد ؟ و چگونه راه خود را دنبال كرد ؟ و آيا رأى گيرى آزادانه اى در كار بود ؟ و آيا سفارشهاى بزرگترين آئينگذاران به كار بسته شد ؟ يا خواستهها و هوسها بود كه در آن روز با زورگوئى فرمان مىراند ، مىگرفت و مىتاخت ، به فراز و نشيب مىبرد ، مىگشود و گره مىزد ، مىشكست و استوارى مىبخشيد و مىبست و باز مىكرد ؟ ما نمىخواهيم در پيرامون همهء اينها به گفتگو پردازيم آن هم پس از آن كه جهانيان داستان سقيفه را كه مردمى از جاهاى پراكنده در آن جا گرد آمده بودند شنيدهاند و گزارش آن رستاخيز سترك را آويزهء گوش گردانيدهاند همان كشمكش بزرگ ميان مهاجران و انصار را كه سخن قرآن - دربارهء آن - راست درآمد : « هنگامى كه آن پيش آمد رخ داد - كه در روى دادن آن دروغى نيست و بالا برنده و به زير كشنده است . . . » ( 1 ) چه مىتوانم گفت ؟ پژوهشگران ؛ تاريخ را در برابر خود نهند و بررسى كنند كه چگونه هر كسى از تودهء مردم در آن روز ؛ رهائى و رستگارى را در آن مىديد كه با هيچ كدام از دستههاى گوناگون همدست نشود و از اين كه به ناگهان در آشوبهاى سوزان در آيد خوددارى كند ، آن چه در دل او مىگذشت بيمناكش مىساخت كه اگر راه كشمكش برود و در برابر گروهى با گروه ديگر همداستان گردد سرش بر باد خواهد رفت ، به ويژه پس از آن كه - با دو چشم خود - شمشيرى آهيخته را ديده و - با دو گوشش - فرياد مردى درشت گفتار را شنيده بود كه هر كس مىگفت برانگيخته ى خدا در گذشته وى را از كشته شدن مىهراسانيد و مىگفت : از هيچ كس نشنوم كه بگويد فرستادهء خدا را مرگ دريافته و گرنه او را به تيغ مىزنم . يا مىگفت : هر كه بگويد او مرده سرش را با
--> ( 1 ) سورهء 56 آيهء 1 تا 3