الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
166
الغدير ( فارسي )
نشانههاى دانش ، بالا نرفته بود و هيچ كس از مردم آنها را نمىشناخت تا جائى كه اگر كسى نام آنها را هم بر زبان مىآورد ديگران - جز براى ريشخند كردن و دست انداختن - در انجمنهاشان يادى از آن نمىكردند و از ته دل باور داشتند كه او از چيزى ناشدنى سخن مىراند ، در اين هنگام و ميان مردمى با اين گونه انديشه اگر كسى - بىآن كه به دانشكده اى رفته و در برابر استادى زانو بزند - چنان نمايشهائى بدهد جز معجزه نامى به آن نمىتوان داد ولى ما برآنيم كه چون آن پيشوايان برخاستند تا توده را در راهى شايسته بياندازند و اين هم نمىشد مگر با سر فرود آوردن مردم در برابر ايشان . و چون نيرومندترين دستافزار براى رام كردن سركشان - و وا داشتن آنان به سر فرود آوردن - نشان دادن معجزات و كارهائى بيرون از آئين و بنيادهاى گيتى است كه مىتواند پيوندى استوار را با خداوند پاكتر از هر چيز بنمايد و وابستگى با جهان برين را برساند و اين گونه مهربانى بر خداوند پاك بايسته است كه با نمايشى چنان ، دور را نزديك بنمايد . چنان كه ما براى نزديك ساختن سخن به دريافت مغزها و تيز كردن هوشها و آگاه گردانيدن دادگران بر حقيقتها ، سخن را به پرده بردارىهاى دانش نو كشانيديم و نيز در جلد نهم ص 88 تا 125 از برگردان پارسى - دربارهء پاره اى از اين زمينهها به گستردگى سخن رانديم . اينك با من به سراغ مردمى برويم كه شيعيان را براى باور داشتن آن پايگاهها براى پيشوايانشان نكوهش مىكنند و بر چسب تند روى و بد كيشى و چندگانه پرستى بر آنان ميزنند با آن كه بسى از سرپرستان كيش خود را داراى همان پايگاهها مىشناسند و برترىهائى را - آن هم در زندگينامههاى مردان عادىشان گنجاندهاند كه چون در نزد شيعيان - چندين برابر كمتر از آن را نيز - بيابند آنان را به تند روان مىبندند ، ولى خودشان آن همه گزافهها را ميان مردم مىپراكنند و تاريخ درست مىشمارند بىآن كه در زنجيرهء گزارش آنها جاى سخن و خرده گيرى بيابند يا در زمينهء آنها نگاه درستى بياندازند و به گفتگو پردازند ، و اينها همه براى دوست داشتن و ارج نهادن به آن بزرگانشان است - كه دوستى يك چيز ، آدمى