الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

163

الغدير ( فارسي )

سرگردانى و گمراهى سرنگون گشته‌اند و هر كس بگويد پيشوايان كيش ما از نهانىها آگاهند او را از تند روان گزافه گوى مىشمرند و به همين گونه اگر كسى بر آن برود كه آنان از آنچه در دل مردم مىگذرد گزارش مىدهند يا مردگان با ايشان سخن مىگويند يا زبان مرغان و جانوران را مىدانند يا خداوند به درخواستشان مرده‌ها را زنده مىكند يا درخواست آنان در بهبود يافتن كور و پيس - و هر بيمار ديگر - پذيرفته آمده يا به همين جهان باز مىگردند ، يا كارهائى كه مانند آن را ديگران نمىتوانند انجام دهند از ايشان سر زده - نيز رهسپار شدن براى ديدار از آرامگاههاى آنان و چنگ زدن در دامانشان و افزونى و خجستگى خواستن از خاكشان ، و نيايش و نماز در كنار آرامگاه هاشان ، يا دريغ و افسوس خوردن بر گرفتاريهائى كه دچار آن بوده‌اند - و بسيارى از اين گونه باورها كه شيعيان با پشتوانه‌هاى درست و روشنگرىهاى نيرومند دربارهء خاندان راهبر پيامبر دارند و از برترىهاى استوار ايشان مىشمرند ولى ابن حزم و ابن جوزى و ابن تيميه و ابن قيم و ابن كثير و كسانى كه در پى آنان افتاده و در راهشان گام برمىدارند از پذيرش آن سرباز مىزنند . و شايد دستآويزشان نيز اين باشد كه جانشين پيامبر - در ديدهء ايشان - يگانه هنرش آن است كه دست دزدان را ببرد و آدمكشان را به كيفر برساند ، مرزهاى كشور را پاسدارى كند ، و جلوى آشفتگىها را در اجتماع بگيرد ، حقوق اين و آن را از اين جا و آنجا فراهم آرد و ميان ايشان بخش كند و از اين گونه كارهائى كه پادشاهان و فرمانروايان نيز در ميان توده‌ها و گروه‌ها به انجام ميرسانند و نمايشگر اين برداشت از واژهء خلافت ، سخنرانىهاى ابوبكر و عمر است در هنگام دست يافتن به خلافت ، ( 1 ) چنانچه خلافت يافتن عثمان و معاويه و فرزند گردنكش او نيز نمونه اى ديگر است و به همين گونه داستان عبد اللَّه پسر عمر و حميد پسر عبد الرحمن كه گزارش آن خواهد آمد .

--> ( 1 ) ن : برگرديد به ج 6 از همين كتاب ص 191 چاپ دوم و نيز به بخشهاى آينده در همين جلد .