الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
164
الغدير ( فارسي )
اينان نمىگويند كه خليفه بايستى در روان خود نيروئى - از سرچشمه ى پاكى و پاكدامنى و بركنارى از گناه داشته باشد كه به يارى آن بتواند - چنانچه شايسته است - در پديدههاى جهان دست ببرد و با ديدهء بينش خود نهفتهها را بنگرد - يا با فروغ ديدگانش كه ناچيزتر از پرتو رونتگن نيست كه به دستيارى آن مىتوان اندامهاى درونى تن را از پشت پوستى زفت ديد و آنچه را در مشت كسى جا دارد از پشت دست شناخت و به نيروى آن تا به جائى رسيد كه تصوير منظومهء شمسى را از درون جعبه اى آهنين گرفت . آن كه مىگويد در نيروهاى روانى ، رازهائى نهفته و با نيروى روان برنامه هائى شگفت ، پياده شدنى است ( همچون : خواب مغناطيسى و مصنوعى ، حاضر ساختن روانها و به كار گرفتن آنها براى پاسخ به هر پرسش كه كسى در زمينههاى بيرون از اين جهان دارد ) با اين باورها چگونه نمىپذيرد كه روانها به كالبد خود باز گردند ؟ آن هم با دستورى از پروردگارشان و به درخواست دوست او يا با نيروى مردى راستين كه از پديد آرندهء آنها گرفته است ؟ بر خدا دشوار نيست ، ( 1 ) اوست كه زنده مىكند و مىميراند و چون پديده اى را خواست تنها به اين گونه خواهد بود كه به آن مىگويد باش ! پس جامهء هستى مىپوشد ( 2 ) . به همين گونه ، كسى كه مىبيند هواپيماها در زمانى كوتاه صدها فرسنگ را مىپيمايند و در گذشته براى پيمودن چنان راهى نيازمند بوديم چندين ماه بر پشت چارپايان بسر بريم ، بانگاه به اين پيشرفتها چگونه خردمند مىتواند اين را كه زمين هر چند تندتر درهم نورديده شود دور بداند ؟ آن هم براى كسى كه در روان خود نيروهائى نهفته دارد كه بنيادگزار پاك و راستين هستى به او بخشيده است ؟ كوهها را كه مىبينى پندارى ايستادهاند ولى همچون ابر در گذرند . ( 3 )
--> ( 1 ) سورهء 14 آيهء 20 ( 2 ) سورهء 40 آيهء 68 ( 3 ) سورهء 27 آيهء 88