الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

162

الغدير ( فارسي )

نه بر چارپاى بسيار نرم سوار شو و نه بر آن كه چموش است . » سرور ما فرمانرواى گروندگان گفت : « كيش خداوند ، گام زدن در راهى است ميان دو گروه : كندرو و تندرو ، بر شما باد به ميانهء راه كه بايد كندرو خود را به آن برساند و تندرو به سوى آن پس نشيند ( 1 ) » اين جا نخست بايد مرزى را كه كيش ما راه نمىدهد كسى پاى از آن فراتر نهد بشناسيم . زيرا البته گاه پيش مىآيد كه تندروىهاى ناراست ؛ پاى به ميان مىنهند يا مىخواهند كسى را به ماندن در نادانىها آزمند گردانند و حقوق بايستهء يكى را از وى دريغ دارند ولى گروهى نيز آموخته شده‌اند كه سخن هر كس را نپسنديدند بىدرنگ بر چسب غلو و تندروى بر آن بزنند و سخت سرى كوركورانه بر آن مىداردشان كه بر هر چه در كام خويش خوش و سازگار نيافتند بتازند ، بيشتر تندروىهائى كه به ناراست بر شيعيان امامى بسته‌اند از همين دست است كه چرا برترى - هاى پيشوايانى از خاندان پيامبر - درود بر ايشان - را بازگو كرده يا باور داشته‌اند با آنكه گزارشهاى درست و مسند ( 2 ) خودشان انباشته از همانها است و در نگاشته‌ها و گرد آمده هاشان به بازگوگرى آنها پرداخته‌اند ولى كسى دامن به كمر نزده تا - به دستيارى آنها - ايشان را با جايگاهى كه در خور اين پيشوايان راستين است آشنا سازد و از پايگاه برترشان - چنان كه بايد - آگاه گرداند ؛ همان پايگاه بلندى كه مىتوان هم از نامهء خداوند و از آنچه از پيامبر مانده آن را دريافت و هم از نگرشهاى درست و رويدادهاى آشكار و راستينى كه تودهء مسلمانان در پيرامون آن همداستانند - مگر كسانى پيدا شوند كه چشم را از ديدن و گوش را از شنيدن باز دارند و خود را به كرى و كورى بزنند يا مايهء دانششان كمتر از آن باشد كه به ارزيابى يك فلسفهء درست پردازند ، يا از اينكه پديده‌هاى تاريخ را در مغز خود گرد آرند ناتوان بمانند چه رسد به آنان كه بردگى هوسها را پذيرفته‌اند و از سر نادانى به پرتگاه

--> ( 1 ) ن - « ربيع الابرار بهار نيكان » از زمخشرى ( 2 ) بنگريد به پانوشت ص 23